باغ پدری

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد /// یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

انا لله و انا الیه راجعون

 

عموجانم رفت

 

پیام ایمیلی فرزندم معین:

سلام بابا
امیدوارم اوضاع ماموریت به خواست خدا خوب باشه. هیچ وقت دوست نداشتم خبر بدی به کسی بدم. خصوصا در این مورد؛ اما فکر کردم که اینطور برای شما راحت تر باشه تا باهاش کنار بیایین. آخرین بازمانده ی نسل قبل ما و همون عموی مهربونی که وقتی ما رو میدید اشک تو چشماش جمع میشد به رحمت خدا رفت. عمو نصیر. فکر میکنم امروز صبح.
التماس دعا - معین

 

عموجانم کجایی

 

خیره به چشمان توام هنوز

 

اینک گریه هایم را ببین

 

این بغض  دیگر با من نمی سازد

 

من اینجا

 

از این دور

 

 گریه های تو را فریاد می کنم

                                   خجند- شنبه 94/5/17

نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 12:42 توسط محمد صادق امینی| |

سیداحمد بن سید حسن بن سید احمد بن سید روح الله ؛ الامام الخميني، بن سید بن سید بن سید ... ، بن سید الشباب اهل الجنه و سید الشهداء حسین بن علی؛ بن سید الاوصیاء ؛ علی بن ابی طالب و بن سیده نساء العالمین فاطمه الزهرا؛ بنت سید الکونین و سید الانبیاء و المرسلین؛ سیدنا محمد رسول الله ،

صلوات الله علیهم اجمعین .  

شجره نامه خاندان امام خمینی [سلام الله علیه و رحمته]

در سال 766 هجرى قمرى كاروان كوچكى جهت تبليغ اسلام عازم كشمير شد. اين كاروان كوچك كه سيدحيدر موسوى اردبيلى كردى در رأس آن بود، از طرف عارف بزرگ حضرت ميرسيدعلى همدانى، جهت ارسال پيام نور و عرفان به آن سرزمين گسيل شده بود. سيدحيدر و سيدحسن سمنانى و تاج الدين سمنانى مورد احترام سلطان شهاب‏الدين شاهميرى قرار گرفتند و با خيال راحت به تبليغ پرداختند. پس از پنج سال، سيدحيدر كه زمينه را براى ورود موكب سيدعلى همدانى مناسب يافت از كشمير نخست به مكه معظمه شتافت و پس از اداى فريضۀ حج به ايران بازگشت و سيدعلى ـ دايى و پدرزن و مراد و استاد خويش ـ را جهت حركت به كشمير برانگيخت و مير سيدعلى همراه با هفتصد تن از سادات هنرمند، در سال 774 و به قولى 776 هجرى قمرى عازم كشمير شد. به محض ورود دسته دسته هندوان و بوداييان به خدمت سيدعلى و مبلغان وى از جمله سيدحيدر و سيدحسن و سيدتاج الدين و غيره شتافتند و به آيين اسلام گرويدند تا جايى كه رؤساى كيش هاى باطل، خود نزد سيد آمدند و اظهار اسلام نمودند و معابد خويش را به مسجد بدل ‏ساختند. سيدعلى مبلغانى به تبت و كاشغر فرستاد و حدود يك صد هزار نفر در مدت اقامت سيدعلى كه در بين سال هاى 776 و 785 بود مسلمان شدند،

گرچه سيدعلى همدانى به سال 786 رحلت نمود، اين سير همچنان ادامه يافت و خواجه اسحاق ختلانى و سيدحيدر فوق‏الذكر و سيدمحمد بن سيدعلى و برادران سمنانى به كار خود ادامه دادند. بقیه  را در صفحه ادامه مطالب بخوانید


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۴ساعت 8:49 توسط محمد صادق امینی| |

از چاروادار تا راننده

 

                            روزگاری همین خیابان ها مالرو بود

با چماق چوبی معوج

می راند مرد

قاطر زندگی اش را

می لرزاند جاده را

با قدم های قدیمش،

 

تمام خانه منتظرند

که بیاید مردی

خسته

سرشار از بار

................

در ازدحام خیابان

می راند مرد

ماشین زندگی اش را

می خراشد خیابان را

با چرخ های چاره اش،

 

تمام خانه منتظرند

که بیاید مردی

خسته

 سرشار از داد!

               

                    محمد صادق امینی- 94/4/20

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۴ساعت 17:50 توسط محمد صادق امینی| |

....

ما

 همه سیب درخت زندگی مان را

                            خورده ایم

که چنین...

      افتاده ایم.

       

                     محمد صادق امینی-94/2/5      

 

 

.....

تو بزرگتر می شوی

من عمیق تر؛

 

دیگر نمی بینی مرا

           

             محمد صادق امینی 94/2/2

 

.......

 

جنون شعر

 

روحِ سرگردان

جانِ بی جان

غمِ نگاه

خوابِ سنگیِ خیال...

 

لحظه جنون فرا می رسد،

 

خراب می شود جهان

در چشم مغموم شاعر.


                         محمد صادق امینی -94/2/20 

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۴ساعت 8:54 توسط محمد صادق امینی| |

 تقدیم به همسر عزیزم، خواهر شهید سید محمد کاظم سجادی بلالمی

 نوشته شد بعد از تماشای نمایشگاه عکس در باغ موزه دفاع مقدس تهران، به مناسبت هفته دفاع مقدس در سال 1393

 

تصویر

 

رزمنده جوان

ایستاده بر قایق جنون،

 

اروند است یا مجنون؟!؛

 

سایه ای از برادر

 بر خیال مبهوت خواهر.

 

                           محمد صادق امینی-مهرماه 93

 

 
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 14:54 توسط محمد صادق امینی| |

ترجمه آثار شهید مطهری به زبان های خارجی؛ ضرورت ها و چالش ها

%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%b1%d8%aa%d8%b6%db%8c-%d9%85%d8%b7%d9%87%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d8%ac%db%8c%d8%9b-%d8%b6%d8%b1%d9%88%d8%b1%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%d9%88-%da%86%d8%a7%d9%84%d8%b4%e2%80%8c%d9%87%d8%a7

گروه اندیشه: آثار شهید مطهری همواره در ترجمه معارف اسلامی برای غیرفارسی‌زبان‌ها جایگاه شایسته‌ای داشته است، از همین رو دبیر شورای کتاب سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در یادداشتی به ضرورت‌ها و چالش‌های این امر پرداخته است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، در هفته معلم و گرامیداشت مقام استاد قرار داریم. ایامی که به‌مناسبت شهات استاد شهید آیت‌الله مطهری به این اسم، نام‌گذاری شده است. در همین رابطه محمدصادق امینی، دبیر شورای کتاب سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی این مبحث را از زاویه دیگری بررسی کرده است و در یادداشتی به چالش‌های پیش روی ترجمه آثار شهید مطهری به زبان‌های دیگر پرادخته است که در ادامه می‌آید:

طرح مسئله

در سیر اقدامات انجام شده پس از انقلاب اسلامی در ترجمه متون معارف اسلامی برای خارجیان، همیشه نام شهید مرتضی مطهری درخشیده و جایگاه شایسته‌ای یافته و هر از گاهی موجب ترجمه و نشر اثری شده که به تحقیق باید آن را ناشی از جاذبه‌های فکری مطهری که اقبال متفکران مسلمان داخلی و خارجی و مترجمان را در پی داشته است تلقی کرد.

در این یادداشت به برخی از جاذبه‌ها و ویژگی‌های آثار مکتوب و خطابه‌ها پرداخته و به ضرورت‌ها و چالش‌های مربوط به ترجمه این آثار اشاره می‌شود:

جاذبه‌ها و ویژگی‌های آثار

مجموعه نوشتارها و خطابه‌های شهید مرتضی مطهری از جایگاه بلند و ویژه‌ای برخوردار است و برای همین است که در میان علما و اندیشمندان و محققان اسلامی بیشترین ترجمه‌ها به زبان های خارجی به آثار شهید اختصاص یافته که حجم قابل توجهی است. چرایی و چگونگی آن البته برای اهل اندیشه و صاحبان‌نظر نیاز به توضیح مفصل ندارد. مبحث قابل طرح آن که آثار استاد مطهری چه ویژگی‌هایی دارند که اقبال شیفتگان معارف اسلامی خارج از کشور را به‌دنبال آورد و بسیاری را بر انگیخت که مجموعه از نوشته‌ها و سخنان را ترجمه و در دسترس قرار دهند.

در این مجال اندک نمی‌توان همه ابعاد این موضوع را بازشناخت اما، بیش از هر عاملی، باید آن را برخاسته از وسعت نظر و نقادی‌های شهید مطهری در زمینه‌های متنوع و متکثر اندیشه‌ای دانست. میدان‌های فلسفه، فقه، کلام، منطق، تفسیر، تاریخ و انسان‌شناسی اسلامی و بسیاری زمینه‌ها و عرصه‌های معارف بشری، جولانگاه پردازش افکار و اندیشه‌های او بودند و تخصص در زمینه‌های فوق او را قادر ساخته بود عمیق‌ترین و دقیق‌ترین برداشت‌های فلسفی را در تبیین و دفاع از اندیشه اسلامی و درمان آسیب‌ها و رد شبهات وارده بر دین و معرفت ارائه کند.

بنابراین ورود احیاگرانه مطهری به عرصه‌ها و زمینه‌های گوناگون سبب شده است که هر دوره شاهد رویکرد ها و حتی چالش‌هایی نیز نسبت به اندیشه‌های وی باشیم که هنوز با وجود گذشت سال‌ها از نشر افکارش شاهد طرح نظریه‌هایی درباره آرای وی هستیم و هنوز هم آثار استاد ترجمه و بازنشر می‌شود. به هر روی، برای شناخت مطهری و ویژگی‌های فکری او، در یک بررسی اجمالی می‌بایست به ارتباط منطقی مسائل مطروحه توسط وی با سایر موضوعات توجه کرد و جایگاه درست آن را در یک طرح کلی جهان‌بینی و معرفت‌شناسی اسلامی نگریست و چنین پنداشت که در کلام و تفکر او یک نظام و وحدت عقلی و منطقی حاکم بود و بر چنین پایه و انسجامی، باید به ابعاد اندیشه‌هایش  پرداخت و آن را بازشناخت و از آن‌ها بهره علمی برد و بر این اساس بود که پس از انقلاب اسلامی، ترجمه آثار آن مرحوم به زبان‌های خارجی آغاز شد و میدان‌هایی را در میان مردمان مسلمان و غیر مسلمان خارجی و مراکز آکادمیک (هر چند کم تر) باز کرد و مخاطبانی یافت که این مخاطبان به‌طور خودجوش و با انگیزه و اراده فردی و ار روی علائق دینی و با کمترین حمایت از سوی نهادها و مراکز وابسته به جمهوری اسلامی ایران توانستند در بسط و گسترش این اندیشه‌ها کوشش کنند.

میدان‌های ترجمه در خارج از کشور

آنچه که مترجمان و ناشران خارجی و ناشران بین‌المللی در داخل کشور و نمایندگی‌های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور را واداشت که به ترجمه این کتاب‌ها همت بگمارند همانا احساس نیاز و ضرورت به این آثار در کارهای فرهنگی و علمی بود که می‌توانست بخش زیادی از خلأهای موجود را مرتفع کند و منشأیی برای تحولات فکری در این زمینه باشد. نگارنده آمار کامل و دقیقی از انواع کتاب‌ها و زبان‌های ترجمه شده را در دست ندارد، اما به دلیل نوع اشتغال کاری و اداری در این زمینه و اطلاع اجمالی از آن، می‌داند که این آثار تقریباً به اکثر زبان‌های زنده دنیا ترجمه شده است، مانند انگلیسی، عربی، اردو، ترکی استانبولی، ترکی آذربایجانی، روسی، آلمانی، فرانسه، اسپانیولی، ایتالیایی، چینی، هندی، تایی، مالایی، اندونزیایی، تامیلی، بنگالی، هندی، صربی و کرواتی، بوسنیایی، سوئدی، آلبانیایی، بلغاری، تاجیکی، قزاقی، قرقیزی، ازبکی، ارمنی، فیلیپینی، ترکمنی، سواحلی، هوسایی، گجراتی، پشتو، کرواتی و زبان‌های دیگر که هر یک بخش مهمی از زبان مخاطبان خارجی در حوزه‌های مختلف فرهنگی در جهان را تشکیل می‌دهند. در یک بررسی میدانی، آثار شهید قریب به 40 زبان ترجمه شده که در این میان 140 ترجمه انگلیسی شناسایی شده است که گمان می‌رود بیش از این باشد و ترجمه‌هایی درست و قابل توجهی  به عربی و اردو و ترکی و... وجود دارند که  شایسته بازنشر هستند. گفتنی است، در بررسی انجام  گرفته، 65 درصد از این کتاب‌ها در ایران و مابقی در خارج از کشور ترجمه و منتشر شده‌اند. مترجمان نیز از هر دو طیف غیر ایرانی و ایرانی بوده‌اند.

چالش‌ها و آسیب‌های تألیف و ترجمه

علی رغم تأسیس بنیاد علمی فرهنگی استاد شهید مرتضی مطهری که چندی است به تنظیم و نشر و معرفی آثار شهید به زبان‌های خارجی می‌پردازد، به نظر می‌رسد، حرکت چندان چشمگیری از سوی این نهاد در زمینه تألیف ویژه برای مخاطبان خارجی و ترجمه و نشر و بازنشر آثار به عمل نیامده و اقدامات بایسته و شایسته‌ای در این باره صورت نگرفته است. پر واضح است که به دلیل تخصصی بودن امر ترجمه و نشر بین‌الملل با سازوکار‌های ویژه خود، نیازمند آن است که بازنگری و بازآفرینی(ویراست محتوایی) لازم  در این زمینه صورت بگیرد، آن نوع بازنگری و بازآفرینی‌ای که در نتیجه مناسب‌ترین محتوا را به مناسب‌ترین مخاطب خارجی برساند. متأسفانه نه فقط درباره آثار شهید مطهری بلکه درباره همه آثار اسلامی شاهد این اتفاق هستیم که این آثار مطابق با ذهن و زبان مخاطب برگزیده نمی‌شوند و اینچنین است که گاهی شاهد غلبه کمیت و کیفیت در این زمینه بوده و هستیم؛ وانگهی ترجمه‌های صورت گرفته نیز آن استواری و استحکام کافی را ندارند؛ لذا محیط های آکادمیک خارج از کشور کمتر توانسته‌اند به برخی از زوایای این اندیشه‌ها دست یابند و لذا عموماً مغفول واقع شده و در دسترس قرار نگرفته است.

باید در آفرینش آثار از نظر شیوه‌های ارائه محتوا و ترجمه اقدام‌های جدی و اساسی صورت گیرد تا قلم‌های خود جوشی که در این زمینه وارد کار شده‌اند بتوانند به راه‌ها و روش‌های مناسب و متناسب بیندیشند. شناخت جایگاه فعالیت ترجمه و انتشار آثار و بازتاب اندیشه‌های استاد و میدان‌هایی که این ترجمه‌ها میان علاقه‌مندان خارجی گشوده‌اند و بررسی عناصر بنیادین جهانی شدن آثار، نقد و بررسی ترجمه‌ها و نقاط قوت و ضعف آن‌ها، بررسی راهکارهای برون‌رفت از وضعیت نامناسب کنونی و پرداختن به ضرورت‌ها، مخاطب‌محوری و توجه به اقتضای حال و توجه به بلاغت زبان و زبان ارتباطات از طریق جلب همکاری با مؤسسات بومی می‌تواند در عرضه مناسب آثار کارساز باشد، در غیر آن، باز دچار همان چالشی خواهیم شد تاکنون با آن روبه‌رو بوده‌ایم.

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 17:23 توسط محمد صادق امینی| |

اخلاق و قبیله گرایی

پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «هر کسی که در دلش به اندازه دانه ای خَردل از عصبیت (تعصب قبیله ای)باشد خداوند او را در روز قیامت همراه اعراب زمان جاهلیت محشور می کند».

اخلاق از نظر هگل به دو نوع تقسیم می شود: اخلاق فردی((Morality) و اخلاق  جمعی(Ethics).واژه ی Ethics در زبان انگلیسی به معنی منش و عادت است. این مفهوم در بحث اخلاق هم به این معنی بکار رفته. در این نوع از اخلاق،فرد به خاطر نوعی عادت که به هر نوعی در او درونی شده است به انجام فعل اخلاقی می پردازد،نه به خاطر اینکه انجام فعل با اراده و خواست خودش بوده و نه به خاطر اخلاقی بودن آن فی نفسه. در این میان مساله اختیار مطرح می شود که آیا اراده و اختیار کنشگر در این موضوع دخیل می شود یا خیر؟ در جواب باید گفت خیر چنین نیست! چرا که انسان وقتی بر حسب عادت مانند کودکی که به خاطر مقبولیت اجتماعی دست به کاری می زند، به صورت ناخودآگاه و از روی ضرورت آن را انجام می دهد، یعنی خود را در حالت اضطرار برای انجام عمل می یابد و قائل به ماهیتی برای اخلاق نیست. نمونه های بارز آن را در رفتارهای متعصبانه  قبیله گرایانه در محیط و پیرامون خودمان می بینیم، چنان که نفسِ اخلاق با وجود چنان رفتارهایی کم رنگ شده و یا از میان رفته است.

اما، دسته دیگر اخلاق، اخلاق فردی یا Morality است. در این نوع اخلاق، نفسِ اخلاق است که اهمیت دارد و اگر فرد کاری را انجام می دهد، به اختیار و اراده خود اوست و مساله مهم در انجام آن، صداقت اخلاقی فرد است. کانت فیلسوف آلمانی می گوید: آدمی هر چه قدر در فرایند زندگی و در رابطه با مساله اخلاقی فرهیخته تر باشد از خلقیات ناخودآگاه به سمت خلقیات خودآگاه و آگاهانه حرکت می کند و چیزی که موضوعیت می یابد تنها اخلاق است و اخلاق.

                                                                                             فرخنده امینی

نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 21:39 توسط محمد صادق امینی| |

چه سردند لحظه ها

 

وقتی که شعر نمی شوند.........

               

                                     2/1/ 94

 

 

نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 17:16 توسط محمد صادق امینی| |

گزارش کتاب آهنگ حجاز (یادی از واقعه شهادت ابوطالب یزدی در مکه در سال 1322ش)

نویسنده: رسول جعفریان

تاريخ انتشار روي سايت کتابخانه تخصصی تاریخ ایران و اسلام : 04 / 01 / 1388 

..........وی در سال 1322 به حج مشرف شده که واقعه ابوطالب یزدی اتفاق افتاد و دیگر تا سال 1327 جز اندکی که به طور مخفیانه به حج رفتند کسی نرفت. خود وی در سال 1332 بار دیگر به حج مشرف شده است و این بار شرح سفر خود را به تفصیل نوشته است. بعد از آن به عتبات آمده و شرحی هم از نجف و دیگر شهرها به دست داده که در هر حال مغتنم است به خصوص که از برخی از علما یاد می کند که ممکن است در جای دیگری نامی از آنان به میان نیامده باشد.

این خاطرات ادامه می یابد و آخرین آنها تاریخ فوت آیت الله بروجردی است که می گوید ذیل رخدادهای سال 1351 ق از ایشان یاد کرده است.

لرحله الحجازیه مؤلف در ادامه در صفحات253 - 296 است که مربوط به سال 1322 است. این حج مصادف با رویداد ابوطالب یزدی شد که در حال طواف حالت استفراغ به او دست داد و حوله را برابر دهانش گرفت. وهابی ها او را به جرم تلویث بیت گرفته و گردن زدند. این واقعه به قطع روابط ایران و عربستان منجر شد و تنها از سال 1327 بود که دوباره روابط برقرار و باب  حج مفتوح شد.

وی مسیر حج را از کویت و با ماشین طی کرده و شرحی از مسیر رملی راه با دشواری های آن به دست داده است. تاریخچه مسجد الحرام و و دیگر اماکن متبرکه شهر مکه به تفصیل آمده است. بحث اختلاف در رؤیت نیز یکی از بحث های آن سال بوده است. در باره واقعه ابوطالب یزدی می نویسد:

13 ذی حجه یا 14 به قول عامه بعد از ظهر در مسجد الحرام بودیم. انقلابی در مردم مشاهده می شود. عرب ها شادی می کنند به یکدیگر بشارت می دهند: قتل العجمی، قتل العجمی می گویند. وقتی به ایرانی ها بر می خوردند دست بر گلو می گذارند و می گویند: کل عجمی یذبح. و تهدید به قتل می کنند. به اتفاق بعضی از رفقا از باب ابراهیم خارج شده رو به طرف صفا می آییم. اما جمعیت زیاد همه در هم و برهم نزدیک باب صفا مقابل شرطی خانه هنگام غریبی مشاهده می شود. می گویند. ابوطالب پسر حسین یزدی ایرانی که مسجد را نجس کرده الان گردنش را زدند و اینک شرطی ها دارند خاک بر خون او می ریزند. فقط ما چیزی که به چشم دیدیم همین خاک ریختن شرطی ها را دیدیم و بس. بلی چون شب شد پس از نماز مغرب و عشا در بازار صفا چند نفر را دیدم جنازه ای را به دوش کشیده می برند. یکی از رفقا جزو مشعین است. از او پرسیدم: جنازه کیست؟ آهسته گفت: جنازه جوانی است که امروز بی تفصیر گردن زدند. خرده خرده خوف و وحشتی در ایرانی ها پیدا شد و به آنها گفته شد: تنها جایی نروید. در وقت نماز عامه در مسجد نباشید. موقع نماز و طواف، احتیاط را از دست ندهید. چون بعضی از عوام ایرانی بسا بود مهر می گذاردند. و البته این کار مورث فتنه بود. و بالجمله دو روزی این همهمه و اضطراب بود. آنگاه از طرف حکومت سعودی جلوگیری شد و عمده این فتنه مصری ها بودند. ولی آنچه در جریده ام القری که روزنامه رسمی مکه است و هفته یک مرتبه منتشر می شود چنین مرقوم بود: ام القری، 990، الجمعه، 20 ذی حجه 1362 ص 3، بلاغ رسمی، رقم 82: جریمة منکرة: القت الشرطة القبض فی بیت الله الحرام فی یوم 12 ذی حجه 1362 علی المدعو عبده طالب بن حسین الایرانی من المنتسبین الی الشیعة فی ایران و هو متلبس باقذر الجرایم و اقبحها و هی حمل القاذورات و هو یلقیها فی المطاف حول الکعبة المشرفة بقصد ایذاء الطائفین و اهانة هذا المکان المقدس. و بعد اجراء التحقیق بشأنه و ثبوت هذا فقد صدر الحکم الشرعی بقتله و قد نفذ حکم القتل فیه فی یوم السبت 14 ذی الحجة 1362).

و لکن آنچه را پس از تحقیق به دست آوردیم و از اشخاص موثق شنیدیم این بود که این شخص یعنی طالب بن حسین از توابع یزد بوده و برای حج مشرف شده و ابدا در مقام تلویث مسجد و ایذاء طائفین نبوده بلکه فی الجمله امتلاء معده داشته و در روز 12 که از منی مراجعت کرده بعد از ظهر وارد مسجد الحرام شده برای طواف حج در بین طواف نظر به گرمی هوا و امتلاء مزاج، حالت استفراغی به او دست داده. به ملاحظه این که مبادا قی عارض شود و روی زمین مسجد بریزد، گوشه جامه احرام خود را مقابل دهان گرفته و در آن قی کرده و اطراف آن را گرفته که ببرد خارج از مسجد بریزد. قدری از آن گوشه جامه اش روی سنگ های مطاف ریخته، شُرطی به گمان آن که اینها قاذورات است او را گرفته و چند مصری به اتفاق شرطی ها او را به شرطی خانه جلب نموده از آنجا نزد قاضی می فرستند. مصری ها به ناحق شهادت می دهند و قاضی حکم قتل آن بی گناه را صادر نموده (ص 285 – 286)...........

 

نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 10:55 توسط محمد صادق امینی| |

گریز!

 

آهووش

با نافه ی خیال خویش

در دشت مشوش آشنا...

نگران

      از چشم های حریص صیاد

و بانگ گریز در سر،

 

آهووش

می گریزم

زینجا

آغاز می کنم...

زندگی را

خیال دوباره را،

 

تمام می شوم آیا

در چشم تیر آدمی!

یا که تمام می کنم زندگی را

در خاک کوی خویش؟!

 

آهووش

می گریزم باز

آغاز می کنم باز.

                محمد صادق امینی94/1/1

نوشته شده در شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 10:23 توسط محمد صادق امینی| |

 

ما مِنْ دابَّة فِی الأَرْضِ وَ لا طائِر یَطیرُ بِجَناحَیْهِ إِلاّ أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْء ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ.

 

هیچ جنبنده ای در زمین،و هیچ پرنده ای که با دو بال خود پرواز می کند،نیست مگر اینکه امت هایی همانند شما هستند. ما هیچ چیز را در این کتاب،فرو گذار نکردیم؛ سپس همگی به سوی پروردگارشان محشور می گردند.

 

                                                 سوره انعام-38

 

                                                 بشنوید ای دوستان این داستان

 

                                                    خود حقیقت نقد حال ماست آن 

 

میان سادگی ها

 

این روز ها

برحالت گریستم

حالِ گم شده ات

گم شده میان سادگی ها

میان خرابی ها

و حال این خراب،

با این حال!

با هوایت...می سازم

هوایی که می نوازدم

گاه می زندم سخت؛

 

"روستای من"

 افتاده دور

در چنگ اندوه

در غبار فراموشی  

بیزار از حال خویش

حالی که مرا هم

 بیزار کرده

خوار کرده

نیست انگار

یا مانده در بی راهی خویش،

 

من اینک...اما

 بی راه نمی شوم

به راه می شوم

به گمان خویش

به گمان یقین

و می رانم این اسب سرکش زندگی را

در مسیر ساده ی  همیشه

در مسیر فردا

...فرداهای روشن،

 

"روستای من"

این روزها

نگران

خسته

دست سرگردانی ها

زبان بی زبان

 و چشم حیران

در مرگِ روزگار خویش،

روزگار!

روزگارتنگ

روزگار تنگِ تفنگ

عیشِ شکار

و مرگ انسان

در لحظه ی غفلت

به خیال پرنده ی پرواز،

 

پروازت به کجا... روستای من؟!

که اینک پرندگانت در مرگ تو مغموم

می خوانند

می نالند

بگذار پرندگانت آزاد...

             پرواز کنند زندگی را

کوهستان را،

 این کوهستان

           بی پرنده ای می میرد

جانش می رود

خزان می شود،

تفنگت را زمین بگذار روستای من!

بشکن آن بازی سالیان رفته را

فروریز باروت خشم را

مبادا آسمانت

                   سیاه

                        سرد

                             و دلگیر...

که آسمان با پرندگانش زیباست،

بگذار پرندگان بر درختانت بخوانند آواز

بنوازند زمین را   

زمان را،

 

آه، روستای من!

دیدگانت به کجاست؟

و دستانت به کدامین سو؟

جانی به دست توست اینک

دستم بگیر

سینه بُگشا

روشنایی ده

آوازت بلند

آسمانت روشن

مبادا روزانت تاریک

       در زندان سرد زمانه

زمانه بی زمان

بی کلام

در سکوتی مبهم

 سکوت سنگین کوهستان...

 

و سکوت پایان سادگی ها نیست

و پایان این حال،

با این حال

دوست می دارمت روستای من!

و می خواهمت سبز    

زنده

  آرام

سرفراز

بی پایان.....

هرگز مباد پایانت!

که پایان تو پایان شعر من است،

 

نامت عزیز

آسمانت آبی...

                                   

                        محمد صادق امینی- بهمن ماه 1393

نوشته شده در شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 8:31 توسط محمد صادق امینی| |

 

به نام خدا

چاپ نامه ی اخیر مقام معظم رهبری به جوانان اروپا و آمریکای شمالی در یکی از روزنامه های پرخواننده ی کنیا به نام استار (Star) نکته ای مهم را با خود به همراه دارد و آن شاید جهانی بودن موضوع و محتوای نامه است.

جوانان آفریقایی، سالیانی میزبان گروه های مختلف مهاجر از سرتاسر جهان بوده اند و از این رو، روحیه تعامل با فرهنگ ها و عقاید مختلف، خواسته یا ناخواسته از ویژگی های یک جوان کنیایی به حساب می آید.

پس ماند های سلطه ی سیاسی، اقتصادی و نظامی دولت های اروپای غربی در این قاره ی تقریبا تمام استعمار شده، عواقب زیادی را برای مردم آفریقا و تا حد کمتری اروپا برجا گذاشت که این خود جای تحقیقی دارد بس طولانی و پر دامنه.

رسانه های پر مخاطب کنیایی [به عنوان نمونه]، همواره وارث ارزش ها و اصول خاصی بوده اند؛ موضوعی که آن را باید از مصادیق "استعمار نو" به شمار آورد. اما این مسئله به بی تفاوتی جوانان جهان، خاصه آفریقا منجر نشد و علاقه به تحصیل و تحقیق در میان جوانان و دانشجویان عموما نه چندان فقیر کنیا به عنوان یکی از روحیات و ویژگی های آن ها بر جای خود استوار ماند.

دعوت به بررسی تاریخ سیاسی اروپا و آمریکا در نامه ی اخیر مقام معظم رهبری، نشان دهنده ی اهمیت اطلاع یابی از تاریخچه ی دولت های اروپا و آمریکای شمالی، برای تمام جوانانی است که به دنبال کشف نکات تازه و متفاوت در جریان سیاسی حاکم بر جهان هستند؛ مهم تر از آن، شناخت اسلام از منابع و سرچشمه های اصلی آن، به عنوان یک ضرورت انکارناپذیر؛ چرا که آب را باید از سرچشمه ها نوشید که جویبارها هیچ گاه بی آلودگی نبوده اند.  

                                                                                             

                                           معین امینی- 8 فوریه 2015- نایروبی                                                                                                                                                                                                     

 

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 8:49 توسط محمد صادق امینی| |

//http://film.tebyan.net/film/65710

والا پیامبر، محمد!               اهانت به پیامبر اسلام، مصداق عینی ظلم به انسانیت است 

گفتی كه یک دیار

هرگز به ظلم و جور

نمی‌ماند برپا و استوار!

...


آن‌گاه، تمثیل‌وار

کشیدی عبای وحدت

بر سر پاکان روزگار!

...

در تنگ پرتبرک آن نازنین عبا،

- دیرینه! ای محمد!

جا هست بیش و کم،

آزاده را

که تیغ کشیده‌ست بر ستم؟

محمد

نوشته شده در شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۳ساعت 13:8 توسط محمد صادق امینی| |

چه معصومانه

و کودکانه

بوی پدر را

از دل خاک می جویند ....

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۳ساعت 13:50 توسط محمد صادق امینی| |

به نام خدا

23 ژانویه 2014 اولین برنامه ی آقای دکتر حسن رحیم پور ازغدی در کالج حکیمه در حومه ی نایروبی برگزار شد. دانشجویان مطالعات تطبیقی ادیان دقایقی میزبان گروه ایرانی بودند. این جلسه با تعریف انسان در اسلام و سایر مکاتب فکری آغاز شد. مقایسه ی دو موضوع تمامیت گرایی مادی در غرب و اکتفا به آگاهی های حسی و تجربی در مکتب پوزیتیویسم و تغییر کامل تعریف اخلاق، دین و حقوق بشر در دیدگاه های غربی و در طرف دیگر واقعیت گرایی دینی و اخلاقی در اسلام و معرفت شناسی دینی مبحث اصلی این جلسه بود. ابراز خرسندی مسئولان این کالج از جلسه و توجه به موضوع دین نیز قابل توجه بود.


بعد از ظهر همین روز کالج تانگازا میزبان ما بود. کتابخانه ی غنی این دانشگاه کاتولیک توجه هر شخصیت علمی را به خود جلب می کرد. تعریف دین از انسان در ادیان مختلف، چیستی و چگونگی و فلسفه ی انسان با اشاره به آیات قرآن و مقام خلیفه اللهی انسان و تجلی خداوند در انسان از جمله ی بحث های آغازین این جلسه بود. در ادامه، مقایسه ی انسان با فرشتگان و حیوانات و قابلیت های مثبت و منفی انسان، مخالفت اسلام با نژادپرستی و دستور قرآن بر دفاع از حق توسط مردم نیز مورد بررسی قرار گرفت.


روز بعد، 24 ژانویه 2014، دکتر رحیم پور در دانشگاه کاتولیک شرق آفریقا به اشتراکات اسلام و مسیحیت و تعلق آن ها به یک سیره ی فکری اشاره کرد. توطئه ی تروریسم و منحرف کردن حرکات انقلابی مسلمانان از این راه و حمایت و مدیریت قدرت های غربی از گروه های افراطی مسلمان و ترویج تروریسم از نظر دانشجویان دکترای حاضر در جلسه از موارد مناسب با شرایط فعلی جهان برای تحلیل بود. بحث بازگشت منجی در اسلام شیعی و ومسیحیت، تشویق به مشارکت در مناظره ها و دیالوگ بین ادیان نیز از سایر بحث های این جلسه بود.


ساعاتی بعد مسجد اهل سنت مدینه در نایروبی میزبان دکتر رحیم پور بود. وی استراتژی اصلی غرب برای نابودی اسلام را تفرقه و جدایی مسلمانان اعلام کرد و راه حل جلوگیری از این مسائل و جنگ فرهنگی غرب را آموزه های قرآن کریم دانست. او در آخر بر بحث و همنشینی فرق مسلمان تاکید کرد.


فردای آن روز سفری داشتیم به شهر ناکورو و مرکز بلال در این شهر. بحث این جلسه با نگاهی به تاریخچه ی تبلیغ در اسلام و لزوم اجرای امر به معروف و نهی از منکر آغاز گردید؛ این جلسه ناخواسته طولانی شد و به خواسته ی برادران سنی و شیعه که غالبا معلم بودند وارد وادی فقه شد. بخش آخر جلسه اشاره به فتنه ی تکفیر، وهابیت و صهیونیسم، لزوم هوشیاری مومنین و احترام به عقاید یکدیگر و برقراری اتحاد را در بر داشت. این جلسه با خواندن دعای وحدت  به پایان رسید.


روز یکشنبه رایزنی فرهنگی برگزارکننده ی یک تورنمنت فوتبال تحت عنوان جام وحدت بود که آقای رحیمپور هنگام اهدای جوایز به اهمیت ورزش از نگاه پیامبر اشاره کرد و به جهاد درونی و غلبه بر نفس به عنوان موضوع مهمتر یاد کرد.


دوشنبه 27 ژانویه، جلسه ای با طلاب مدرسه ی رسول اکرم برگزار شد که در آن از اصول بنیادی تبلیغ و لوازم آن سخن گفته شد. دکتر رحیم پور سه موضوع مهم حکمت، موعظه و مناظره را با اشاره به قرآن و حدیث ضروری دانست و مبلغین و طلاب را به دعوت به اسلام از راه درست آن و نه در راه منافع شخصی کرد.




بعد از ظهر این روز، ملاقات با مسئولین دپارتمان مطالعه ی ادیان و فلسفه ی دانشگاه نایروبی را در برنامه داشتیم که طی آن به موضوعاتی از جمله انسان شناسی در غرب و تفاوت آن با اسلام و همچنین موضوع وحی و عقلانیت در ادیان مختلف پرداخته شد. برابری عقل و اخلاق و جدایی ناپذیر بودن آن ها در اسلام نیز در ادامه از موضوعات بحث بود.


و اما آخرین برنامه در مسجد پارک رود در جمع دانشجویان دختر مسلمان بود. تاکید بر بقای نهاد خانواده موضوع آغازین بحث بود. حقوق زنان و مسئولیت مردان و همچنین حقوق مردان و وظایف زنان از دیدگاه اسلام نیز در ادامه مورد بررسی قرار گرفت. مدارا و سازش در زندگی زناشویی نیز به عنوان لازمه ی دیگر بقای زندگی زناشویی در اسلام معرفی شد.


نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 13:26 توسط محمد صادق امینی| |

در مجتمع امام خمینی، محل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در میان چمن های اطراف ساختمان های مجتمع،هر روز پیرمردی را می دیدی که در سن بالا در میان چمن ها مشغول کار است. هنگام اذان ظهر که می شد او  بی درنگ در هر کجایی که بود اذان می گفت و به نماز می ایستاد. او از بس که آذری بود فارسی را نمی توانست خوب صحبت کند.  ادب و مهربانی خاصی نسبت به دیگران داشت. این روز ها او در میان ما نیست و دار فانی را وداع گفته است. شعر زیر را به یاد آن مرحوم نوشتم و در روز سه شنبه مورخ 17/10/92 بعد از صحبت کوتاهی در جمع همکاران در نمازخانه سازمان فرهنگ بین دو نماز خواندم. این شعر در سایت پرتال سازمان هم آمده است. روحش شاد

پیر مرد موذن رفت                     

                 به یاد مرحوم محمد حسین طالبی- پیر کار و نماز                                                      

رفت

    آن پیر مرد با صفا،

    عمری در کارزار 

        با دست های بی دریغش؛

دگر بار این چمن

            لبخند محزونش را

                              نمی بیند

و صدای اذانش دیگر

                       نمی پیچد،

دیگر شاخه های درختان این چمن

            ترنم بندگی را از زبان او نخواهند شنید؛

پیرمرد خسته بود

خسته رفت

      در غروب یک طلوع،

او نمازش را در سایه ی درختان آشنا خواند و رفت؛

پیرمرد نمرده است

                        هرگز،

او هنوز اذان می گوید

       و نماز می خواند

           در گوش جان این خانه........

                                        محمد صادق امینی 17/10/92

 

 

نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ساعت 14:43 توسط محمد صادق امینی| |

اتفاق
 
تو
    به افتادن اتفاق می اندیشی
                   از درخت خیال
                  در زمستان محال،
من
   به شادی یک لحظه ی سبزه ها
                         در بهاران  سیاه
                         از پس ابر عبث.
                                   
                          محمد صادق امینی- ۴/۴/۱۳۹۲
      

نوشته شده در شنبه هفتم دی ۱۳۹۲ساعت 8:28 توسط محمد صادق امینی| |

پل

 

آنقدر نیامدی

       که این پل ساده شکست،

تو و این رودخانه و پل خراب

                و سنگلاخی از عبور

من و خیال و شعر

             و این ره بی مرور؛

 

مانده ام چه می شود این من

                  اگر تو جا بمانی!

                                      محمد صادق امینی  28/9/1392

نوشته شده در سه شنبه سوم دی ۱۳۹۲ساعت 10:51 توسط محمد صادق امینی| |

درگیری دانشجویان دانشگاه نایروبی با پلیس بعد از کشته شدن دو تن از دانشجوها

 

15 دسامبر 2013، در یک ظهر یکشنبه منطقه ی دانشگاهی نایروبی در مرکز شهر شاهد درگیری دانشجویان و نیروهای پلیس بود که منجر به تعطیلی دانشگاه تا اطلاع ثانوی شد.

بعد از این که "ادوین ابوک" روز چهارشنبه به دلیل تاخیر از حضور در جلسه امتحان محروم شد، به جرم برهم زدن نظم دانشگاه توسط پلیس دستگیر شده و شنبه شب خبر خودکشی او در بازداشتگاه از پلیس به گوش رسید که باعث شورش دانشجویان و بستن خیابان ها توسط آنها در روز یکشنبه شد. دانشجویان دانشکده ی مهندسی به همراه دانشجویان علوم انسانی و پزشکی از این ادعای پلیس به خشم آمده و به نظر می رسید انتظار شنیدن هر مطلبی به جز خودکشی دوست خود را داشتند و دست به اعتراض خیابانی و محکوم کردن پلیس به دروغ گویی از این راه زدند.

"ادوارد کوبایی" قربانی دیگر این داستان بود که طی درگیری ها مورد اصابت گلوله ی پلیس قرار گرفته و کشته شد.

جنبه ی دیگر و مهم تر این درگیری ها اعلام نارضایتی دانشجویان از مدیریت کشور و دانشگاه است که موضوعی با سابقه ی چند ساله است. اجرا نشدن قانون اساسی کشور بعد از سال ها رنج و تلاش برای تثبیت آن، تغییرات ناعادلانه در قوانین دانشگاه و خلا جدیت و احساس مسئولیت در اداره ی ارگان های کشور توسط مسئولین از جمله مسائلی است که دانشجویان را در چند سال گذشته به جنبش های خیابانی وادار کرده است.

تعطیلی دانشگاه که با امتحانات پایان ترم همزمان شد برنامه های بلند مدت عمده ی دانشجویان را تحت شعاع قرار خواهد داد. تعطیلی دانشگاه بعد از اعتراضات دانشجویی موضوع جدیدی نبوده و از نگاه دولت تنها راهبرد سریع و موثر در مقابله با اعتراضات و کنترل شرایط برای ابقاء قدرت به شمار می رود. راهبردی که به پاک کردن صورت مسئله برای فرار از پاسخ گویی شبیه تر است تا راه حلی اساسی و بلند مدت.

 

معین امینی

16 دسامبر 2013

نایروبی

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۲ساعت 22:46 توسط محمد صادق امینی| |

                                                             یاد نامه

              شهید اقتدار فرهنگی؛حجت السلام والمسلمین ابراهیم انصاری

به کوشش: محمد صادق امینی

   فهرست مطالب:

1- مقدمه

2- شرحی از زندگی

3- روایتی از آخرین روزهای زندگی

4- از شهادت تا تدفین

5- برگزاری مراسم در داخل کشور

6- مراسم بزرگداشت در خارج از کشور

7- بیانیه ها و پیام های تسلیت مسئولان و شخصیت های فرهنگی داخل کشور

8- بیانیه ها و پیام های مقامات خارج از کشور

9- نوشته های مقامات خارجی در دفاتر یادبود نمایندگی های سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران

10- دلنوشته های همکاران سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در باره شهید

از کلیه دوستان، همکاران و علاقمندان شهید درخواست می گردد که هر نوع نوشته خود اعم از خاطرات، شرح فعالیتها و دیدگاه های آن شهید را به آدرس اینجانب محمد صادق امینی ارسال فرمایند تا در تکمیل کتاب از آن ها بهره برداری شود.

 این کتاب در ۱۲۰ صفحه تنظیم شده و در مراسم هفته پژوهش در روز دوشنبه مورخ 25/9/1392 با حضور دکتر حداد عادل و آیت الله اراکی دبیر کل مجمع تقریب مذاهب و رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و همکاران رونمایی شد.

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۲ساعت 16:26 توسط محمد صادق امینی| |

شهید انصاری؛ قربانی فتنه وهابیت

                                                محمد صادق امینی

اگر بگوییم که گسترش اندیشه وهابیت از آغازین روزهای ظهور آن (1150 ق)، به دلیل فقر فکری و فرهنگی و اقتصادی مردم عربستان بوده است سخنی نه به گزاف گفته، بلکه بر واقعیتی تاریخی تصریح کرده ایم که امروزه اماره ها و شواهد فراوانی دال بر آن وجود دارد.

از آن روزی که محمدبن عبدالوهاب حرکت به اصطلاح فکری اصلاحی اما گمراه گرانه خود را در شبه جزیره عربستان آغاز کرد و اندیشه اش را در سرزمین های اسلامی دیگر رواج داد،کشتار مسلمانان را راهی برای دعوت به خود برگزید. از آن جمله کشتارهای ناجوانمردانه عده زیادی از مردم در کربلا ی معلا(بارگاه امام حسین علیه السلام) در سال 1216 (ق) و حمله به شهر نجف اشرف(بارگاه امام علی علیه السلام)درسال 1320(ق) و تخریب باروهای شهر تا حمله به مناطق مسلمان نشین دیگر مانند شام که در آن ها به صغیر و کبیر رحم نکردند تا جایی که سنگدلی های خود را با سربریدن طفل شیرخوار بر روی سینه مادر نشان دادند.

وهابیت، این آیینی که پیروان آن با برداشت ظاهری از کتاب و سنت فعالیت خود را روز به روز گسترش داده و می دهد حتی به اهل سنت هم رحم نکرده به طوری که در سال 1217 (ق) در شهر طائف علاوه بر کشتن شمار زیادی ازمسلمانان،مردم در حال فراگیری قرآن و خواندن نماز را هم کشتند، مساجد و دکان ها را آتش زدند،قرآن کریم و کتاب های اهل سنت مانند صحیح بخاری و کتاب های روایی دیگر را سوزاندند تا به تاریخ بگویند که در اندیشه شان عقل را تعطیل کرده اند تا به سرنوشت ترور و کشتار دچار شوند. بیان مفصل جنایات پیروان وهابیت مجال دیگری می طلبد و از این مقال خارج است. اما برای اینکه بدانیم اثر و نتیجه اندیشه وهابیت از زمان ظهور تا این دوران چه دستاوردی را به دنبال داشته است بهتر است سخن مستر همفر جاسوس بریتانیا را در کتاب خاطراتش نقل کنیم که گفت: اندیشه های محمدبن عبدالوهاب می تواند راهی برای ایجاد اختلاف میان مسلمانان باشد. از نظر اندیشمندان اسلامی مانند شهید مطهری، وهابی گری اندیشه ای ضد توحید و انسان است. بسیاری از حکما و محدثان اسلامی دیگر، اندیشه های این فرقه گمراه را نقد و بررسی کرده اند و آن را کاملا مغایر با توحید اسلام می دانند. اندیشه ای بدعت گرا که با تکفیر مسلمانان جرم و جنایت را رواج می دهند.

 برای معرفی این اندیشه فتنه انگیز و فتنه ساز لازم نیست که عقائد اصولی و بنیان های فکری آن را بشناسانیم، بلکه بهتر است آثار و نتایج برآمده از این اصول و بنیان ها را نشان بدهیم؛ آثار و نتایجی که آن ها را امروز در مناطق مختلف جهان اسلام می بینیم که چگونه منشا تفرقه و اختلاف میان برادران مسلمان شده و بر جرم و جنایت دامن می زنند؛ کشتن علما منصف اسلامی اعم از شیعه و سنی و فجایعی مانند سربریدن فرزند خردسال مقابل دیدگان پدر و مادر در سوریه توسط تروریست های ضد سوری،سربریدن مردم در خیابان در مقابل انظار مردم و یا کشتار دستجمعی و زنده بگور کردن سربازان سوری، همه برخاسته از اندیشه ای منحرف و خارج از روح و حقیقت اسلام ناب محمدی(ص) است، تا جایی که به غلط و از روی انحراف در اندیشه،مجاهد فی سبیل اللهی می سازد که جنگ با خدا می کند و ندانسته تکبیر می گوید. امروزه این اندیشه انحرافی که از نظر شیعه و سنی مردود است، فتنه اش را در سوریه و عراق و لبنان گسترانیده و موجب شده است تا در سوریه و عراق و لبنان دست به اعمال تروریستی بزنند. وهابیت اینک  و در گوشه و کنار این کشورها حضور دارد حضوری جنایت بار  و  سالهاست که با فتنه اش، تروریست پروری را  در سراسر کشور های اسلامی توسعه داده است ، که اوج این فتنه در میدان نبرد سوریه نمایان است.وهابیت  تروریست  با شکل های متفاوتش و با نوع رفتارش به بهانه مخالفت با دولت سوریه(بخوانید مخالفت با شیعه و اهل سنت) و حرکت های تروریستی در لبنان، بنیان های فکری تروریست ها را بیش از پیش آشکار می کند. در چنین شرایطی حضور پررنگ فرهنگی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران در لبنان نسبت به سایر کشورها سبب شده است که دشمنان اسلام ناب محمدی(ص) و گمراهان بازمانده از عهد جاهلی، راهی جز حمله تروریستی نداشته باشند. بنابراین حمله تروریستی  به سفارت کشورمان در لبنان و شهادت رایزن فرهنگی سفارت ایران در لبنان، مسیر  به حق  مقاومت اسلامی را روشن تر می سازد و رسوایی اندیشه انحرافی را برملا می کند، اندیشه ای که خسارت های فکری،فرهنگی،سیاسی و اقتصادی به جامانده از آن به آسانی قابل جبران نبوده و همواره نیز تبعات ناگواری را به همراه می آورد.

 

 

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ساعت 18:24 توسط محمد صادق امینی| |

از منجیل تا لاهیجان

 

منجیل

گریه ی باد

چهره شکسته زیتون

کوه های خشم

تونلی از وحشت

سدی از استخوان های له شده

جاری سپید رودی نالان

تا شیطان کوه خندان........

                                  محمد صادق امینی 8/8/92

 

نوشته شده در یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ساعت 15:56 توسط محمد صادق امینی| |

شهید حجت الاسلام و المسلمين انصاری، نمادی برای مقاوت

فرزند شهید انصاری در روز تشییع جنازه پدر در نمازخانه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در جمع همکاران گفت: نام پدرم را گرامی بدارید. پدرم مثل شما بود و تعبیر دیگری به کار برد به این مضمون که جدیت او در کار،  گاهی او را از سایر همکاران متمایز می کرد.من که در این مراسم حاضر بودم و پای سخن فرزند شهید نشسته بودم باید اذعان کنم که مصداق عینی این بیان را در رفتار شهید انصاری به عینه دیده بودم. این شهید والامقام در دوره ای که مدیر کل آفریقا عربی بود و اینجانب مدتی را کارشناس فرهنگی کشور تانزانیا بودم  و از نزدیک با ایشان همکاری داشتم و حضورش را درک می کردم  نمونه بارز یک مدیر جدی و وقت شناس را در عمل او دیدم و این خصوصیت او بیش از هر چیز توجه دوستان و همکاران را به خود جلب می کرد.در سال 1390 به هنگام سفر وزیر فرهنگ تانزانیا به کشورمان وقتی به اتفاق دیگر همکاران به فرودگاه امام خمینی به استقبال میهمان رفتیم او زودتر از همه به محل استقبال رسیده بود و ما که پیگیر جزئیات امور بودیم و باید زودتر از همه انجام وظیفه می کردیم شرمنده عمل ایشان شدیم. او در همه امور اینچنین بود. پرکاری و پیگیری مستمر تا حصول نتیجه در کار از ویژگی های ممتاز شهید بود برای همین همیشه او را ناآرام می دیدی. این ناآرامی در کنار متانت جلوه خاصی را به شخصیت او می بخشید و اورا ماندگار کرد..

در کنار این خصوصیت او در برخورد با همکارانی که زیر نظر شان کار می کردند، اصل احترام را به تمامه رعایت می کرد و این احترام هیچ گاه تحت تاثیر شرایط کار خصوصا در وضعیت بحرانی و مشکل فراموش نمی شد. چنانچه اختلاف نظری میان همکاران روی می داد او به آسانی جانب کسی را نمی گرفت تا مبادا در تشخیص مسئله دچار خطا شود و در هر شرایطی سعی می کرد که اصل احترام را در حق همکاران به جا آورد. در همان روز تشییع جنازه شهید یکی از کارشناسان زبده سازمان اذعان می کرد که در یکی از نشست های علمی وقتی نسبت به نقطه نظرات او موضع تندی گرفتم ذره ای در نظر و نگاهش به من تغییری پیش نیامد و حتی وقتی بعدها او را می دیدم هرگز زبان گله باز نکرد که نشان از صبر و تحمل زیاد او در کار داشت. لذا باید او را نه فقط ذاتا یک مدیر دانست بلکه مدیریت با شرایط و لوازمش هم او را می طلبید.

 لذا شهید انصاری با برخورداری از جمیع شرایط یک مدیر بود. هم درسش را خوانده بود و هم مرد عمل بود. بسیاری از ما در قبال انجام یک کار  کوچک اداری هیاهو بپا می کنیم، اما شهید انصاری چنین نبود او بی ادعا بود و فقط کار می کرد و به سر و صداهای تبلیغاتی توجهی نداشت. این بی اعتنایی از تعریف و تمجید از وی و بی ادعایی اش ، بیش از همه از او آدمی ساخته بود که بعدا با مقام شهادتش به شهرتی عظیم برسد و با شهادت او در این مقطع حساس تاریخی، نمادی باشد برای مقاوت و ایستادگی ایران اسلامی در برابر فتنه وهابیت و صهیونیسم جهانی.

                                  روحش شاد و  راهش پر رهرو باد

                                                          محمد صادق امینی

                                                                                                             

                                                                                                          

نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ساعت 16:11 توسط محمد صادق امینی| |

فاجعه بیروت

به نام خدا

19 نوامبر 2013، مصادف با 28 آبان 1392 شمسی، سفارت جمهوری اسلامی ایران در بیروت مورد حمله ی تروریستی قرار گرفت. اندکی پس از وقوع حادثه القاعده رسما مسئولیت این حمله را برعهده گرفت؛ چیزی شبیه به حمله ی تروریستی چند ماه قبل در نایروبی. این که چرا سفارت ایران در لبنان هدف قرار گرفت نیز سوالی است که به اذهان خطور می کند. باید به یاد داشت که دستگاه های سیاسی ایران در خارج از کشور از دید عموم جامعه ی خارج از ایران به امن بودن مشهور بوده اند.

پس از فشارهای جامعه ی بین المللی خصوصا کشورهای غربی بر روی ایران از طریق سیر گسترده ی تحریم های اقتصادی وسیاسی و قرار دادن ایران در موقعیت انزوا که البته عوامل داخلی هم در آن بی تقصیر نبود، انتخاب دکتر حسن روحانی به عنوان رییس جمهور، نقطه ی شروع تغییر در سیاست خارجی ایران، با انتخاب  دکتر جواد ظریف به عنوان وزیر امور خارجه بود. دولت آقای روحانی به نمایندگی از ملت ایران و همت بی وقفه ی دکتر جواد ظریف، به غرب رویی متفاوت نشان داد و از طریق دیپلماسی سازنده، گام در مسیر حل مسائل بین ایران و جهان برداشت؛ راهبردی کاملا متفاوت از قبل که نگاه اغلب جهان را به ایران متوجه کرد. اما از ابتدا نیز پیش بینی عواقب تدابیر جدید ایران چندان دشوار نبود. حضور ایران درجریانات سیاسی اخیر سوریه و همچنین مشارکت با حزب الله لبنان بیانگر موضع مشخص ایران در اتفاقات اخیر خاورمیانه بوده و ایفای نقش جدی ایران در منطقه را به وضوح نشان می دهد.

موضوع قابل تاملی که ما را به درک بهتر اساس این واقعه ی دردناک نزدیک تر می کند نگاهی به نظام سیاسی و اجتماعی لبنان است. جمعیت جمهوری لبنان متشکل است از اقلیت های متفاوت دینی که هر کدام تا حد زیادی به فعالیت در صحنه های مختلف مشغول هستند. دولت لبنان طبق قوانین این کشور باید رییس جمهوری مسیحی، نخست وزیری مسلمان سنی و رئیس مجلسی مسلمان شیعه داشته باشد. این بیانگر آن است که جنبه های مختلف قدرت به گونه ای در بین گروه های مختلف دینی تقسیم شده است. این نظام در نهایت مقدمات تشکیل حزب الله برای حمایت از شیعیان منطقه و از طرفی نفوذ سیاسی بیشتر در منطقه با در نظر گرفتن موقیت جغرافیایی لبنان را برای ایران فراهم کرد تا جبهه ای باشد برای مواجهه با حرکات غیر قابل پیش بینی و زیان آور رژیم اسرائیل که همگی کم و بیش شاهد اتفاقات غیر ضروری و درگیری های بین حزب الله و رژیم اسرائیل بوده ایم.

سیاست جدید ایران برای کاهش فشارها و گفتگو با قدرت های جهان برای اسرائیل و حامیان این کشور از جمله فرانسه چندان خوشایند نبوده و ایجاد موانع مختلف برای تحقق این امر در صدر برنامه های این دولت ها قرار داشته است. قراردادهای سنگین نظامی بین اسرائیل و فرانسه شاید یکی از مهمترین دلایل استفاده ی ابزاری از فرانسه توسط اسرائیل در این زمینه باشد.

نوعی از این موانع سیاسی که بنیانی روانشناسانه و قدمتی طولانی نیز دارد حمله ی تروریستی است که معمولا با هدف هشدار برای عقب نشینی و یا تغییر سیاست طرف مقابل انجام می گیرد. حضور ایران در عرصه ی سیاسی منطقه و لبنان به مراتب پررنگ تر از سایر کشورها بوده که خود دلیلی برای انتخاب لبنان به عنوان هدف توسط مخالفین است. نشانه گرفتن نقطه ی قوت ایران سزاوار بررسی بیشتر است. از دیگر عواقب چنین وقایعی هموار نشان دادن راه صدمه زدن به دستگاه های سیاسی ایران است که در بلند مدت خطری جدی به حساب خواهد آمد.

شیخ ابراهیم انصاری رایزن فرهنگی کشورمان در لبنان که توفیق دیدار ایشان را در نایروبی داشتم یکی از بیست و چند شهید این حادثه بود که اندوه را برای ما دوچندان کرده است. بی شک ادامه ی مسیر دیپلماسی، ایجاد ارتباط نرم و توسعه ی اقتصادی راه حل ما برای جبران این خسارات است که امیدواریم با تداوم تلاش ها و حرکت بر پایه ی اصول منطقی در سیاست خارجی این امر به واقعیت تبدیل شود.


معین امینی

24 نوامبر 2013/ 3 آذر 1392

نایروبی

نوشته شده در یکشنبه سوم آذر ۱۳۹۲ساعت 22:40 توسط محمد صادق امینی| |

تبریک و تسلیت به مناسبت شهادت دوست و همکارمان شیخ ابراهیم انصاری در سنگر فرهنگی لبنان

خون شهید انصاری، تاوان ایستادگی در مقابل فتنه وهابیت و صهیونیسم جهانی

نوشته شده در جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ساعت 18:19 توسط محمد صادق امینی| |

                این روزها! 

 

این روزها

بازار دلم

           پرهیاهوست.........

 

آه از مشتریانی

      که با نقاب می آیند!

                   محمد صادق امینی 26/8/92

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ساعت 12:1 توسط محمد صادق امینی| |

طوفان کربلا               به یاد امام حسین(ع)

                                                            که زمین و زمان برای او خون گریه می کنند

دلم برای گریه تنگ می شود

            بی گریه ای از یادت

ای سربریده فریاد

        در طوفان کربلا!


وقتی گریه را به من می بخشی

آسمان دلم

          روشن

              و

            بارانی 

                  می شود.

                               شب عاشورای حسینی- 92



نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ساعت 10:10 توسط محمد صادق امینی| |

هوای وطن

 

سلامتان می کنم

              از دور

نجیب زادگان وطن اجدادی ام!

فرسنگ ها دورم از شما........

 

دلتان را به من بدهید

تا سوغاتی برایتان بیاورم

                    از جنس غزل.

                        محمد صادق امینی 21/8/92

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ساعت 8:23 توسط محمد صادق امینی| |

 ساده

 

ساده

     در گذر سخت

طاقت طاق

         در تاب طعن زمان؛

چونان کودکی

       که از بی مهری دوست

                  گریه هایش را

                         به خانه می برد.

                                              محمد صادق امینی 4/8/1392                          


 

نوشته شده در جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 17:35 توسط محمد صادق امینی| |

به نام خدا


در نظام هایی که از اقتصاد آزاد برای پیشرفت سریعتر و ارتقای استانداردهای زندگی استفاده می شود، زنان بعد از سپری کردن دوره ای فعل و انفعالات و تلاش های مدام، موفق به تثبیت جایگاه خود و مشارکت در پیشبرد جریان اقتصادی و بازار و همچنین عرصه ی سیاسی شدند.

تحرکات اجتماعی از جانب زنان در دوره ی مدرن، مدیون شخصیت هایی از جمله مارکس و انگلس است. در واقع فمینیسم (دفاع از حقوق زنان) با  تلاش های این افراد و اعضای خانواده ی آن ها به یک مکتب فکری تبدیل و زمینه ساز تغییرات عمده ی اجتماعی و رفاه زنان شد؛ همانطور که فرزند دختر مارکس، الینور، یکی از فعالان در زمینه ی برابری زن و مرد در شرق لندن، پایتخت انگلستان بود.

مقایسه ی نظام فئودالی (ارباب و رعیتی) با فمینیسم (دفاع از حقوق زنان) نیز قابل توجه است. یکی از مهمترین مسائلی که باعث خودشناسی زنان شد این بود که خود را به مانند رعیت ها در جامعه ی فئودالی دیده و این را ناعادلانه دانستند. در واقع طبقات اجتماعی و جنسیت در این مقایسه در یک ردیف قرار گرفتند، به گونه ای که مردان ارباب و زنان رعیت به حساب می آیند. با گذشت زمان و رشد فکری بیشتر زنان، این شیوه کمرنگ تر شده و زنان به لحاظ اجتماعی، اقتصادی و سیاسی با دریچه های بیشتری برای پیشرفت روبه رو شدند.

در ایران نیز جنبش زنان در دوره ی مشروطه به طور مخفیانه شکل گرفت که بعد از تشکیل مجلس و جنگ جهانی دوم، سازمان هایی به منظور دفاع از حقوق زنان تاسیس شد. در دوره ی بعد ازانقلاب اسلامی و با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1391، رشته ی "مطالعات خانواده و حقوق زن در اسلام" در دانشگاه های ایران به عنوان رشته معرفی شد.

آماده سازی زنان از طریق تحصیل و کسب علم برای مشارکت پا به پا و عادلانه در عرصه های متفاوت از سیاست های بعد از انقلاب است. با این وجود، هنوز پسماندهای مردسالاری و تأکید بر انزوای زنان در جامعه ی ایران به چشم می آید. متأسفانه دستگاه قضا، قانون گذاری و اجرایی در این زمینه با یکدیگر همکاری لازم را نداشته اند و این فضا را برای بهره برداری منفی از زن و نگاه صرفاً مادی و جنسی توسط عده ای هرچه بیشتر مهیا می سازد که امری بس ناخوشایند است.

معین امینی- نایروبی

13 آبان 1392 – 4نوامبر 2013

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 22:58 توسط محمد صادق امینی| |

Design By : Night Melody