چهارشنبه یکم خرداد 1392
منجیل
با یاد همه آن ها که در زلزله خرداد سال 1369 منجیل جان دادند
منجیل
به منجیل که می رسم
در فریاد باد
می رسد بوی لاله های سوخته؛
در سایه درخت زیتون
می کوبم چوب خاطره ها را
بر ویرانی های دلم.
محمد صادق امینی-20 /1/1392
چهارشنبه یکم خرداد 1392
.........
در لحظه هایی از زندگی ام
تنها تو را می بینم و بس
این هست!
تا هست زندگی.
محمد صادق امینی- 25/1/1392
چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392
....
...............
چگونه باور کنم هستی ات را
وقتی که شعرم را نمی خوانی!
و تو چنین
چه هست های مرا
که نیست می کنی!
محمد صادق امینی - ۱۳/۲/۱۳۹۱
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392
فریاد
فریاد
تو خاموشی،
من فریادم
به جای تو.
محمد صادق امینی-8/2/1392
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392
سکوت
سکوت
باور نمی کنم
سکوتت را
در هیاهوی ناکسان،
فردا
پاسبانان سکوت
همه فریادهای درونت را
برملا خواهند کرد.
محمد صادق امینی- 8/2/1392
یکشنبه یکم اردیبهشت 1392
مشق زندگی
مشق زندگی
من به خط خویش می نویسم
تو خط دیگری می خوانی
در مشق زندگی؛
چرا این همه فاصله
در خطوط یک دفتر ساده؟!
محمد صادق امینی- 1/2/1392
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392
آن روز
آن روز!
آن روز شکست شیشه احساس
لرزید خیال
و تپید دل؛
فروافتاد کلمات:
واژگون
تلخ
سرد
در ناگهانی از شعر؛
بی چاره شعر!
بی چاره شاعر!
محمد صادق امینی-15/1/1392
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392
شبان
شبان
دلم می سوزد
برای شبانی
که گم می شود مدام
در عادت رمه اش؛
رمه ی گرسنه
به هر سو،
شبان
بی ساز و آواز
سرگردان در مه.
محمد صادق امینی-27/1/1392
شنبه بیست و چهارم فروردین 1392
آیا می شود؟
شعشرواره ای به مناسبت شهادت حضرت فاطمه شعرواره ای به مناسبت شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها
آیا می شود نام فاطمه را شنید
و شكسته نشد؟!
آیا می شود فاطميه را در تقويم قلبمان نوشت
و در هواي زندگيمان اشکی جان نگيرد؟
آیا می شود روزها به سياهي سوم جمادي الثاني برسند
و سياهپوش نشوند؟
آیا می شود جاري بغض را در گلو حبس كرد
وقتي خورشيد را در نيمه شب به دست خاك ميسپارند؟!
آیا می شود روزهامان داغدار دردانه «نبض هستي» باشد
و اشك و آه وعده صبح و شام مان نباشد؟!
چهارشنبه هفتم فروردین 1392
خاموشی
خاموشی نه طاقت خاموشی، نه میل سخن دارم
این روز ها
اجاقک شعر من خاموشی است،
با نی لبکی
می روم به دشت بی خیالی ها.
محمد صادق امینی 2/1/1392
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391
ای کاش...
ای کاش...
ای کاش آدمی وطنش را
همچون بنفشهها
(در جعبههای خاک)
یک روز میتوانست
همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست...

شنبه نوزدهم اسفند 1391
انتخابات کنیا
امروز، شنبه، 9مارچ 2013، کنیا از چهارمین رییس جمهور خود استقبال می کند.
"اوهورو کنیاتا"، فرزند اولین رییس جمهور کنیا جومو کنیاتا، بعد از چند روز اضطراب در میان مردم کنیا در نهایت پیروز صحنه ی انتخابات این کشور شد. وی که پیش از این به عنوان معاون نخست وزیر مشغول به فعالیت سیاسی بود در این انتخابات موفق به پشت سر گذاشتن نزدیک ترین رقیب خود، نخست وزیر "راییلا اودینگا" با کسب 50.3% کل آرا شد.
همان طور که می دانید، قانون اساسی کنیا از این دوره شکلی متفاوت خواهد داشت و اوهورو کنیاتا اولین رییس جمهوری خواهد بود که تحت کنترل این قانون اساسی به پخش و تعادل قدرت خواهد پرداخت.
قسمت جالب انتخابات کنیا موضع گیری های متفاوت قدرت های جهان بر ضد و حمایت از ریاست جمهوری اوهورو کنیاتا بود که داستانی ادامه دار به نظر می رسد. اتحادیه ی اروپا و قدرت های غربی که اوهورو کنیاتا و معاون انتخاباتی او "ویلیام روتو" را محکوم به ایجاد اغتشاش و کشته شدن تعداد زیادی از مردم کنیا در درگیری های بعد از انتخابات سال 2007 کردند و آن ها را به دادگاه بین المللی هم کشاندند، مطمئنا بعد از این هم دست از فشار بر دولت اوهورو برنخواهند داشت؛ همان طور که قبل از انتخابات با تهدید تحریم دولت کنیا در صورت پیروزی اوهورو، از رقیب وی، طبق معمول به طور غیر مستقیم حمایت کردند.
از طرف دیگر، حمایت چین و حامیان این کشور به عنوان قدرت های شرق از اوهورو کنیاتا نیز قابل توجه و بررسی است. اوهورو کنیاتا که خود را قربانی توطئه ی غرب می داند ضمن دعوت هواداران خود به حفظ صلح و آرامش از آن ها خواست که به شکلی منطقی، بهترین را به عنوان رییس جمهور برگزینند.
مردم کنیا نشان دادند که قدرت و آزادی انتخاب و تصمیم گیری دارند و زمان آن رسیده که به استقلال بیشتری از نظر سیاسی و اقتصادی دست پیدا کنند.
اما انتخابات ایران هم فاصله ی زیادی تا وقوع ندارد. مردم بیدار و آزاد ایران بار دیگر با توجه به وضعیت فعلی ایران در صحنه ی سیاسی-اقتصادی جهان هوشیارانه دست به انتخاب رییس جمهور خود خواهند زد. باید دانست که جهان شاهد و ناظر ماست؛ انتخاب بهترین فرد، گامی مثبت در راه رفاه بیشتر ایرانیان در داخل و خارج از کشورمان و همچنین تثبیت بیشتر موقعیت ایران به عنوان کشوری انقلابی و صاحب سبک و ایدئولوژی سیاسی در صحنه ی بین المللی خواهد بود.
معین امینی- نایروبی

چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391
باغ(2)
باغ(۲)
مادر
در آن سوی باغ
خمیده قد،
تنها،
نا آرام
بی درنگ
جمع می کند دانه های کیسه زندگی را؛
سلانه سلانه
به باغ می رسم
همراه می شوم با او
ساعتی بعد
محمد
با کتاب «دگماتیسم نقابدار»
می رسد،
فندق ها به او لبخند می زنند
او بی خیال
در خیال برچیدن نقاب روزگار.
من گوش هوش به حرف های اویم؛
فندق ها بر ما نظاره می کنند.
محمد صادق امینی-15/12/1391
یکشنبه سیزدهم اسفند 1391
باغ(1)
باغ(۱)
بهار در راه؛
جوان می شود
درخت فندق؛
باغ،شادمان
چشم خسته پدر به دوردست
پای رنجور مادر در راه
با کوله باری
از نوزاد خویش؛
و من جوان می شوم
در سربالایی باغ.
محمد صادق امینی-۱۰/۱۲/۱۳۹۱
پنجشنبه سوم اسفند 1391
درد
به مرد موسیقی گیلان؛ همو که ذاتا ییلاقیست:
صفرعلی رمضانی
عمو صفر!
من درد دارم
و درد می زایم،
با سازخود مخوان!
من بی ساز هم
فریاد
می زنم
دردم را.
محمد صادق امینی-3/12/1391
یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391
اندوه
[ارث پدر ما را
اندوه مادرزاد]
.................................................
در روزگار شادمانی های عبث
ما به استقبال اندوه ابدی
از صخره های سخت خیال
رو به آسمان داریم
با دردی بی انتها.
محمد صادق امینی-1391/11/29
چهارشنبه چهارم بهمن 1391
.....
برادرم!
رفتی،
زین غبار مانده رستی
که هر روز
مرا پیر می کند؛
به تو نمی رسم هرگز؛
................................
زمین فرش تو بود
و تو در آسمان بودی؛
من مانده میان آسمان و زمین!
محمد صادق امینی-۴/۱۱/۹۱
سه شنبه پنجم دی 1391
......
از پس آن سال ها،
سال های سیاه،
ساز عشق نواختیم؛
.................................
اکنون!
شکسته
ساز!
خاموش
عشق!
و
تنها
نگاهی.
محمد صادق امینی 1391/10/5
چهارشنبه هشتم آذر 1391
فردا
در شعر هایم می بینمت؛
............................
گاه چیزی می نویسم
تا ببینمت!
هر روز
............................
در سایه سار خیالم می آسایم
تا برسد
فردا .
محمد صادق امینی-۸/۹/۱۳۹۱
سه شنبه هفتم آذر 1391
.......
ز لجنزار خویش
نظر به حریم زلال آب دارد،
لیک!
راهی ندارد؛
کور می شود
لجن می شود. محمد صادق امینی-۷/۸/۱۳۹۱
چهارشنبه یکم آذر 1391
......
دلم مجروح است
یارای رفتن ندارم
..............
از دوردست دعا می کنم
برای مسافر در راه .
محمد صادق امینی ۱/۹/۱۳۹۱
دوشنبه بیست و نهم آبان 1391
فتح خون
گزیده هایی از کتاب فتح خون،
اثر عرفانه و عاشقانه شهید سید مرتضی آوینی
=== از یادگار های به جا ماده از مرحوم برادرم محمد امینی کتابخانه شخصی اوست که حکایت از ذوق خاص فکری و فرهنگی او دارد. یادم می آید که در میان کتاب های او کتاب فتح خون شهید آوینی بسیار مورد توجه اش بوده و یادم می آید او هر بار که مرا و اطرافیان را می دید مکرر می گفت:کتاب فتح خون را بخوانید.
اما من هنوز این کتاب را نخوانده ام .===
فصل اول: آغاز هجرت
ادامه مطلب
دوشنبه پانزدهم آبان 1391
......
میان قبیله ای
لگدمال می شود
هر روز؛
حبس می شود
احساس
هر روز؛
چه کسی باور نمی کند؟!
محمد صادق امینی۱۵/۸/۱۳۹۱
شنبه بیست و نهم مهر 1391
یا هو
اگر چه بین شما تشنه سخـن بودم
کسیکه حرف دلش را نگفت من بودم
«محمدعلی بهمنی»
........................................................
حرفهایی را که نمی توان گفت
و نه … می توان گفت
باید به سکوت بخشید
چه عذابآور است
وقتی نگاهت را
در هزار صفحه
برای دیگران توضیح بدهی! …
«مهدی رازقندی»
...........................................
با قلم می گویم:
ای همزاد٬ ای همراه
ای هم سرنوشت،
هردومان حیران بازی های دوران های زشت،
شعرهایم رانوشتی؟
دست خوش
اشک هایم را کجا خواهی نوشت؟
«فریدون مشیری»
...................................................................
« تا امروز، با همنشینی که همکیش من نبود مخالفت می ورزیدم. لکن امروز دل من پذیرای همه ی صورت ها شده است: چراگاه آهوان است و بتکده ی بتان و صومعه ی راهبان و کعبه ی طائفان و الواح تورات و اوراق قرآن. دین من اینک، دین عشق است، و هرجا که کاروان عشق برود دین و ایمان من هم به دنبالش روان است.»
« محیی الدین ابن عربی، عارف قرن ششم هجری»
...................................................................
یکشنبه بیست و سوم مهر 1391
رویا
در ایوان خانه ییلاقی مادر بزرگ
کنار اجاقک گرم
با لالایی مادر
به خواب می رود؛
ساعتی بعد،
در شهری پر هیاهو،
سرد،
بیدار می شود.
محمد صادق امینی-1391/7/23
یکشنبه بیست و سوم مهر 1391
.....
در معبر بادها؛
می رانم با زخم روزگارم
اسب خیال خسته ام را.
محمد صادق امینی-۲۳/۷/۱۳۹۱
چهارشنبه نوزدهم مهر 1391
.......
بی بال و پر،
دستی به آسمان ندارد
بی غریو و داد
در انتظار پایان خویش است.
محمد صادق امینی 1391/7/19
چهارشنبه نوزدهم مهر 1391
باران
اين روزها
آسمان شهر من ابری ست
ابري!
ابرِ بي باران،
آه باران...
من به كوهستان مي روم.
محمد صادق اميني-19/7/1391
شنبه بیست و چهارم تیر 1391
نامه دو
نامه اي به خواهر(2)
خواهرم!
اين روزها
حال غريبانه ات
امان خيالم را بريده؛
معصوميت پنهانت را
در زير غبار زمان
در چشمان لرزانت مي بينم؛
اين غبار آلوده
دست پدر
و دامان مادر را
از تو گرفته است؛
به روزهاي غريبانه ات مي انديشم
غريبانه در ميان كوه ها
آه! آن كوه ها
كه چه بي رحم بودند،
نه عشق مي دانستند
و نه....
....و نه اين روز ها
فرياد تو را مي شنوند
و معصوميت پنهان تو را مي فهمند
و سرگرداني ات را؛
خواهرم!
اين كوه ها
به روي ما هم نخنديدند؛
گويي
اين تقدير ماست
كوه ها ما را
و ما كوه ها را رها نكنيم؛
هنوز چيزي هست
آري!
هنوز
باغ پدري هست
سهم مادري هست،
ما به ييلاق مي رويم.
24/4/1391-تهران/صادق
سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390
Prayer/دعا
ای خداوند!
به علمای ما مسئولیت, و به عوام ما علم, و به مومنان ما روشنایی, و به روشنفکران ما ایمان, و به متعصبین ما فهم, و به فهمیدگان ما تعصب, و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف, و به پیران ما آگاهی, و به جوانان ما اصالت, و به اساتید ما عقیده و به دانشجویان ما نیز عقیده, و به خفتگان ما بیداری, و به بیداران ما اراده, و به مبلغان ما حقیقت, و به دینداران ما دین, و به نویسندگان ما تعهد, و به هنرمندان ما درد, و به شاعران ما شعور, و به محققان ما هدف, و به نشستگان ما قیام, و به راکدان ما تکان, و به مردگان ما حیات, و به کوران ما نگاه, و به خاموشان ما فریاد, و به مسلمانان ما قرآن, و به شیعیان ما علی, و به فرقه های ما وحدت, و به حسودان ما شفا, و به خودبینان ما انصاف, و به فحاشان ما ادب, و به مجاهدان ما صبر, و به مردم ما خودآگاهی, و به همه ی ملت ما همت تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت ببخش.
آمین
"دکتر علی شریعتی" برگردان به انگلیسی :معين اميني
! Oh God
Give our scholars responsibility, common people knowledge, faithful brightness, Intellectuals’ faith, fanatics understanding, intelligent fanaticism. Women sense, men honor, elders awareness, youths principle, Teachers belief, students also belief. Asleep awakening, awakes will, Missionaries reality, religious religion, Authors commitment, artists affliction, poets wisdom. Investigators purpose, those sitting uprising, idles movement, Dead life, blinds vision, silent voice. Moslems Quraan, Shias Ali, sects unity, Jealous healing, selfish justice, revilers politeness, fighters patience, our people self-conscious, and all the nation will of decision, talent of dedication, competence for salvation and esteem .
Ameen
Dr.Ali Shariati
