X
تبلیغات
باغ پدری


باغ پدری

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد /// یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

شعر عصبانی

 

از آن بوی خوب گندم اولین

تا این بوی گند آدمی

فاصله ای ست

به قدر یک دانه! .

                  محمد صادق امینی-  ۱۹/۱/۹۳

 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 17:7 توسط محمد صادق امینی| |

از میان نظرها این شعر را آنقدر زیبا دیدم که نتوانستم آن را به صدر مطلب نیاورم!


اگر گُلی به گیسوی خود می‌زدم،


از این تقلّب

از این تاج کاغذین

که بر فراز سرم بو گرفته است

                   فریبنده‌تر نبود؟!

                       فروغ


 


نوروز مبارک

 

بهار

امسال بهاران به دم تازه نیامد

عید آمد و عیدانه به اندازه نیامد

چون دید و پر و بال به هم ریخته ما

با شادی و هنگامه و آوازه نیامد

نی خوانش بلبل که غمم را بزداید

نی تابش خورشید توانم بفزاید

نی مونس و داننده اسرار تب و تاب

تا یک نفس از غصه رهایم بنماید

از درد و جوانمرگی گل‌های بهاری

آگه بنما باد! محبان چمن را

تا با نفس گرم و نوازنده خورشید

امروز ببینیم عزیزان چمن را

محمدعلی عجمی

نوشته شده در سه شنبه پنجم فروردین 1393ساعت 10:41 توسط محمد صادق امینی| |

کارگاه آموزشی برای مدیران مدارس کنیا توسط مدیران مدارس پیام هدایت جمهوری اسلامی ایران، در نایروبی در 17 و 18 فوریه 2014 و مومباسا در 20 و 21 همین ماه برگزار شد.

اولین بخش برنامه در نایروبی و در هتل مریدین این شهر برگزار شد. حضار این جلسه به علاوه ی برگزارکنندگان آن، 15 تن از مدیران مدارس نایروبی، معاون وزیر آموزش و بازرس کیفیت از وزارت آموزش و پرورش، آقای پیتر اوینا و رایزن فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران مرتضی شفیعی شکیب بودند.


آقای  رمضانی مسئول فرهنگی رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران و هماهنگ کننده ی برنامه به مهمانان خوشامد گفت و هدف از برگزاری این کارگاه را توضیح داد. او همچنین به کارگاهی که در ایران در سال گذشته با حضور اساتید کنیا برگزار شد اشاره کرد.

آقای پیتر اوینا، بازرس کیفیت وزارت آموزش و پرورش کنیا در سخنرانی آغازین گفت: اولین بار است که یک کارگاه توسط کشوری از خاور میانه برگزار می شود و ابراز امیدواری کرد که شرکت کنندگان با دست پر جلسه را به پایان برسانند.

رایزن فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در کنیا، آقای مرتضی شفیعی شکیب، همچنین حمایت خود را از اجرای برنامه اعلام کرد و در آغاز به نقل از امام علی (ع) که "دانش قدرت است"، ابراز امیدواری کرد که این کارگاه برای شرکت کنندگان مفید واقع خواهد شد، به دانش آنها خواهد افزود و به آنها در انجام وظایفشان در موسسه ی مربوطه کمک خواهد کرد. او در پایان برای شرکت کنندگان و برگزارکنندگان آرزوی موفقیت کرد.

آقای حسین نظری، مدیر مدرسه ی پیام ایران به همراهی همکارشان آقای امیر طریقت مجریان این کارگاه بودند. آقای نظری درس را با نشان دادن ویدئوهایی از فوق برنامه های مدرسه ی خود از قبیل کلاس های رباتیک و زبان انگلیسی آغاز کرد. او سپس از موضوع تفکر خلاق و خلاقیت صحبت کرد و همچنین از  شیوه های آموزشی معلمان در روستاهای ایران و استفاده از آهنگ و غیره برای آموزش سخن گفت.

درس بعدی تکنیک های حل مشکل در گروه بود. او گفت که مدیران برای حل مشکلات در موسسات تحت امرشان می توانند از دانش آموزان یا کارکنان کمک بگیرند. او از مهمانان دعوت شده خواست نظرات خود را به اشتراک بگذارند. موضوع بعدی، فکر خلاق بود. او راه های تقویت توانایی فکر و تفکر خلاق را مورد بررسی قرار داد.

 

آقای امیر طریقت درس خود را با درخواستی از شرکت کنندگان آغاز کرد و از آنها خواست تا در مورد هدف خود در زندگی چند خطی بنویسند. موضوع دیگر تعریف صلح بود که توسط یکی از شرکت کنندگان مطرح شد. رفاه، وجود خدا، توانایی های انسان و وظایف پدر و مادر نیز با اشاره به قرآن و روایات اسلامی مورد بحث قرار گرفت.

 

در پایان این برنامه شرکت کنندگان از سازماندهی برنامه ابراز خرسندی کردند. آنها همچنین تقاضای تداوم چنین برنامه هایی را داشتند. استعداد ایران در بخش آموزش و مدیریت و همچنین تیلیغات منفی علیه ایران در پایان مورد بحث قرار گرفت.

 آقای رمضانی در آخر از شرکت کنندگان خواست تا سری به دفتر رایزنی فرهنگی بزنند و پتانسیل های همکاری های بیشتر را با مسئولین رایزنی مورد بررسی قرار دهند. شرکت کنندگان سپس یک عکس گروهی به یادبود گرفتند.



دو مهمان ایرانی فرصت دیدار مدرسه ی رسول اکرم (ص) در حومه ی نایروبی و معلمین و مدیر آن را نیز قبل از سفر به مومباسا پیدا کردند.


برنامه ی مومباسا با پیام آقای رمضانی از طرف رایزن فرهنگی آغاز شد. سپس آقای عبدالقادر کیکه نماینده ی آموزش و پرورش در مومباسا گفت: "چنین کارگاه آموزشی در نوع خود منحصر به فرد است. این که کارگاهی توسط کشور اسلامی برای مسلمانان و غیر مسلمانان برگزار می شود قابل توجه است." در مجموع 15تن از مدیران شهر در این کارگاه شرکت کردند.

همانند برنامه ی نایروبی ، برنامه ی مومباسا هم به انجام رسید. پس از آن دیدار از مدرسه امیرالمومنین در جنوب مومباسا و همچنین ملاقات با آقای سهیل جان محمد، صاحب مدرسه بود.

در روز دوم بعد از کارگاه به شرکت کنندگان یک گواهی داده شد. بعد از آن، با بازدیدی از آکادمی صفا در شمال مومباسا در مسیر مالیندی و اقامه ی نماز جمعه در این آکادمی و دیداری با مدیر این مدرسه این سفر به پایان رسید.

 

نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1392ساعت 13:14 توسط محمد صادق امینی| |

به نام خدا

23 ژانویه 2014 اولین برنامه ی آقای دکتر حسن رحیم پور ازغدی در کالج حکیمه در حومه ی نایروبی برگزار شد. دانشجویان مطالعات تطبیقی ادیان دقایقی میزبان گروه ایرانی بودند. این جلسه با تعریف انسان در اسلام و سایر مکاتب فکری آغاز شد. مقایسه ی دو موضوع تمامیت گرایی مادی در غرب و اکتفا به آگاهی های حسی و تجربی در مکتب پوزیتیویسم و تغییر کامل تعریف اخلاق، دین و حقوق بشر در دیدگاه های غربی و در طرف دیگر واقعیت گرایی دینی و اخلاقی در اسلام و معرفت شناسی دینی مبحث اصلی این جلسه بود. ابراز خرسندی مسئولان این کالج از جلسه و توجه به موضوع دین نیز قابل توجه بود.


بعد از ظهر همین روز کالج تانگازا میزبان ما بود. کتابخانه ی غنی این دانشگاه کاتولیک توجه هر شخصیت علمی را به خود جلب می کرد. تعریف دین از انسان در ادیان مختلف، چیستی و چگونگی و فلسفه ی انسان با اشاره به آیات قرآن و مقام خلیفه اللهی انسان و تجلی خداوند در انسان از جمله ی بحث های آغازین این جلسه بود. در ادامه، مقایسه ی انسان با فرشتگان و حیوانات و قابلیت های مثبت و منفی انسان، مخالفت اسلام با نژادپرستی و دستور قرآن بر دفاع از حق توسط مردم نیز مورد بررسی قرار گرفت.


روز بعد، 24 ژانویه 2014، دکتر رحیم پور در دانشگاه کاتولیک شرق آفریقا به اشتراکات اسلام و مسیحیت و تعلق آن ها به یک سیره ی فکری اشاره کرد. توطئه ی تروریسم و منحرف کردن حرکات انقلابی مسلمانان از این راه و حمایت و مدیریت قدرت های غربی از گروه های افراطی مسلمان و ترویج تروریسم از نظر دانشجویان دکترای حاضر در جلسه از موارد مناسب با شرایط فعلی جهان برای تحلیل بود. بحث بازگشت منجی در اسلام شیعی و ومسیحیت، تشویق به مشارکت در مناظره ها و دیالوگ بین ادیان نیز از سایر بحث های این جلسه بود.


ساعاتی بعد مسجد اهل سنت مدینه در نایروبی میزبان دکتر رحیم پور بود. وی استراتژی اصلی غرب برای نابودی اسلام را تفرقه و جدایی مسلمانان اعلام کرد و راه حل جلوگیری از این مسائل و جنگ فرهنگی غرب را آموزه های قرآن کریم دانست. او در آخر بر بحث و همنشینی فرق مسلمان تاکید کرد.


فردای آن روز سفری داشتیم به شهر ناکورو و مرکز بلال در این شهر. بحث این جلسه با نگاهی به تاریخچه ی تبلیغ در اسلام و لزوم اجرای امر به معروف و نهی از منکر آغاز گردید؛ این جلسه ناخواسته طولانی شد و به خواسته ی برادران سنی و شیعه که غالبا معلم بودند وارد وادی فقه شد. بخش آخر جلسه اشاره به فتنه ی تکفیر، وهابیت و صهیونیسم، لزوم هوشیاری مومنین و احترام به عقاید یکدیگر و برقراری اتحاد را در بر داشت. این جلسه با خواندن دعای وحدت  به پایان رسید.


روز یکشنبه رایزنی فرهنگی برگزارکننده ی یک تورنمنت فوتبال تحت عنوان جام وحدت بود که آقای رحیمپور هنگام اهدای جوایز به اهمیت ورزش از نگاه پیامبر اشاره کرد و به جهاد درونی و غلبه بر نفس به عنوان موضوع مهمتر یاد کرد.


دوشنبه 27 ژانویه، جلسه ای با طلاب مدرسه ی رسول اکرم برگزار شد که در آن از اصول بنیادی تبلیغ و لوازم آن سخن گفته شد. دکتر رحیم پور سه موضوع مهم حکمت، موعظه و مناظره را با اشاره به قرآن و حدیث ضروری دانست و مبلغین و طلاب را به دعوت به اسلام از راه درست آن و نه در راه منافع شخصی کرد.




بعد از ظهر این روز، ملاقات با مسئولین دپارتمان مطالعه ی ادیان و فلسفه ی دانشگاه نایروبی را در برنامه داشتیم که طی آن به موضوعاتی از جمله انسان شناسی در غرب و تفاوت آن با اسلام و همچنین موضوع وحی و عقلانیت در ادیان مختلف پرداخته شد. برابری عقل و اخلاق و جدایی ناپذیر بودن آن ها در اسلام نیز در ادامه از موضوعات بحث بود.


و اما آخرین برنامه در مسجد پارک رود در جمع دانشجویان دختر مسلمان بود. تاکید بر بقای نهاد خانواده موضوع آغازین بحث بود. حقوق زنان و مسئولیت مردان و همچنین حقوق مردان و وظایف زنان از دیدگاه اسلام نیز در ادامه مورد بررسی قرار گرفت. مدارا و سازش در زندگی زناشویی نیز به عنوان لازمه ی دیگر بقای زندگی زناشویی در اسلام معرفی شد.


نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1392ساعت 13:26 توسط محمد صادق امینی| |

در مجتمع امام خمینی، محل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در میان چمن های اطراف ساختمان های مجتمع،هر روز پیرمردی را می دیدی که در سن بالا در میان چمن ها مشغول کار است. هنگام اذان ظهر که می شد او  بی درنگ در هر کجایی که بود اذان می گفت و به نماز می ایستاد. او از بس که آذری بود فارسی را نمی توانست خوب صحبت کند.  ادب و مهربانی خاصی نسبت به دیگران داشت. این روز ها او در میان ما نیست و دار فانی را وداع گفته است. شعر زیر را به یاد آن مرحوم نوشتم و در روز سه شنبه مورخ 17/10/92 بعد از صحبت کوتاهی در جمع همکاران در نمازخانه سازمان فرهنگ بین دو نماز خواندم. این شعر در سایت پرتال سازمان هم آمده است. روحش شاد

پیر مرد موذن رفت                     

                 به یاد مرحوم محمد حسین طالبی- پیر کار و نماز                                                      

رفت

    آن پیر مرد با صفا،

    عمری در کارزار 

        با دست های بی دریغش؛

دگر بار این چمن

            لبخند محزونش را

                              نمی بیند

و صدای اذانش دیگر

                       نمی پیچد،

دیگر شاخه های درختان این چمن

            ترنم بندگی را از زبان او نخواهند شنید؛

پیرمرد خسته بود

خسته رفت

      در غروب یک طلوع،

او نمازش را در سایه ی درختان آشنا خواند و رفت؛

پیرمرد نمرده است

                        هرگز،

او هنوز اذان می گوید

       و نماز می خواند

           در گوش جان این خانه........

                                        محمد صادق امینی 17/10/92

 

 

نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1392ساعت 14:43 توسط محمد صادق امینی| |

اتفاق
 
تو
    به افتادن اتفاق می اندیشی
                   از درخت خیال
                  در زمستان محال،
من
   به شادی یک لحظه ی سبزه ها
                         در بهاران  سیاه
                         از پس ابر عبث.
                                   
                          محمد صادق امینی- ۴/۴/۱۳۹۲
      

نوشته شده در شنبه هفتم دی 1392ساعت 8:28 توسط محمد صادق امینی| |

پل

 

آنقدر نیامدی

       که این پل ساده شکست،

تو و این رودخانه و پل خراب

                و سنگلاخی از عبور

من و خیال و شعر

             و این ره بی مرور؛

 

مانده ام چه می شود این من

                  اگر تو جا بمانی!

                                      محمد صادق امینی  28/9/1392

نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1392ساعت 10:51 توسط محمد صادق امینی| |

درگیری دانشجویان دانشگاه نایروبی با پلیس بعد از کشته شدن دو تن از دانشجوها

 

15 دسامبر 2013، در یک ظهر یکشنبه منطقه ی دانشگاهی نایروبی در مرکز شهر شاهد درگیری دانشجویان و نیروهای پلیس بود که منجر به تعطیلی دانشگاه تا اطلاع ثانوی شد.

بعد از این که "ادوین ابوک" روز چهارشنبه به دلیل تاخیر از حضور در جلسه امتحان محروم شد، به جرم برهم زدن نظم دانشگاه توسط پلیس دستگیر شده و شنبه شب خبر خودکشی او در بازداشتگاه از پلیس به گوش رسید که باعث شورش دانشجویان و بستن خیابان ها توسط آنها در روز یکشنبه شد. دانشجویان دانشکده ی مهندسی به همراه دانشجویان علوم انسانی و پزشکی از این ادعای پلیس به خشم آمده و به نظر می رسید انتظار شنیدن هر مطلبی به جز خودکشی دوست خود را داشتند و دست به اعتراض خیابانی و محکوم کردن پلیس به دروغ گویی از این راه زدند.

"ادوارد کوبایی" قربانی دیگر این داستان بود که طی درگیری ها مورد اصابت گلوله ی پلیس قرار گرفته و کشته شد.

جنبه ی دیگر و مهم تر این درگیری ها اعلام نارضایتی دانشجویان از مدیریت کشور و دانشگاه است که موضوعی با سابقه ی چند ساله است. اجرا نشدن قانون اساسی کشور بعد از سال ها رنج و تلاش برای تثبیت آن، تغییرات ناعادلانه در قوانین دانشگاه و خلا جدیت و احساس مسئولیت در اداره ی ارگان های کشور توسط مسئولین از جمله مسائلی است که دانشجویان را در چند سال گذشته به جنبش های خیابانی وادار کرده است.

تعطیلی دانشگاه که با امتحانات پایان ترم همزمان شد برنامه های بلند مدت عمده ی دانشجویان را تحت شعاع قرار خواهد داد. تعطیلی دانشگاه بعد از اعتراضات دانشجویی موضوع جدیدی نبوده و از نگاه دولت تنها راهبرد سریع و موثر در مقابله با اعتراضات و کنترل شرایط برای ابقاء قدرت به شمار می رود. راهبردی که به پاک کردن صورت مسئله برای فرار از پاسخ گویی شبیه تر است تا راه حلی اساسی و بلند مدت.

 

معین امینی

16 دسامبر 2013

نایروبی

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 22:46 توسط محمد صادق امینی| |

                                                             یاد نامه

              شهید اقتدار فرهنگی؛حجت السلام والمسلمین ابراهیم انصاری

به کوشش: محمد صادق امینی

   فهرست مطالب:

1- مقدمه

2- شرحی از زندگی

3- روایتی از آخرین روزهای زندگی

4- از شهادت تا تدفین

5- برگزاری مراسم در داخل کشور

6- مراسم بزرگداشت در خارج از کشور

7- بیانیه ها و پیام های تسلیت مسئولان و شخصیت های فرهنگی داخل کشور

8- بیانیه ها و پیام های مقامات خارج از کشور

9- نوشته های مقامات خارجی در دفاتر یادبود نمایندگی های سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران

10- دلنوشته های همکاران سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در باره شهید

از کلیه دوستان، همکاران و علاقمندان شهید درخواست می گردد که هر نوع نوشته خود اعم از خاطرات، شرح فعالیتها و دیدگاه های آن شهید را به آدرس اینجانب محمد صادق امینی ارسال فرمایند تا در تکمیل کتاب از آن ها بهره برداری شود.

 این کتاب در ۱۲۰ صفحه تنظیم شده و در مراسم هفته پژوهش در روز دوشنبه مورخ 25/9/1392 با حضور دکتر حداد عادل و آیت الله اراکی دبیر کل مجمع تقریب مذاهب و رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و همکاران رونمایی شد.

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 16:26 توسط محمد صادق امینی| |

شهید انصاری؛ قربانی فتنه وهابیت

                                                محمد صادق امینی

اگر بگوییم که گسترش اندیشه وهابیت از آغازین روزهای ظهور آن (1150 ق)، به دلیل فقر فکری و فرهنگی و اقتصادی مردم عربستان بوده است سخنی نه به گزاف گفته، بلکه بر واقعیتی تاریخی تصریح کرده ایم که امروزه اماره ها و شواهد فراوانی دال بر آن وجود دارد.

از آن روزی که محمدبن عبدالوهاب حرکت به اصطلاح فکری اصلاحی اما گمراه گرانه خود را در شبه جزیره عربستان آغاز کرد و اندیشه اش را در سرزمین های اسلامی دیگر رواج داد،کشتار مسلمانان را راهی برای دعوت به خود برگزید. از آن جمله کشتارهای ناجوانمردانه عده زیادی از مردم در کربلا ی معلا(بارگاه امام حسین علیه السلام) در سال 1216 (ق) و حمله به شهر نجف اشرف(بارگاه امام علی علیه السلام)درسال 1320(ق) و تخریب باروهای شهر تا حمله به مناطق مسلمان نشین دیگر مانند شام که در آن ها به صغیر و کبیر رحم نکردند تا جایی که سنگدلی های خود را با سربریدن طفل شیرخوار بر روی سینه مادر نشان دادند.

وهابیت، این آیینی که پیروان آن با برداشت ظاهری از کتاب و سنت فعالیت خود را روز به روز گسترش داده و می دهد حتی به اهل سنت هم رحم نکرده به طوری که در سال 1217 (ق) در شهر طائف علاوه بر کشتن شمار زیادی ازمسلمانان،مردم در حال فراگیری قرآن و خواندن نماز را هم کشتند، مساجد و دکان ها را آتش زدند،قرآن کریم و کتاب های اهل سنت مانند صحیح بخاری و کتاب های روایی دیگر را سوزاندند تا به تاریخ بگویند که در اندیشه شان عقل را تعطیل کرده اند تا به سرنوشت ترور و کشتار دچار شوند. بیان مفصل جنایات پیروان وهابیت مجال دیگری می طلبد و از این مقال خارج است. اما برای اینکه بدانیم اثر و نتیجه اندیشه وهابیت از زمان ظهور تا این دوران چه دستاوردی را به دنبال داشته است بهتر است سخن مستر همفر جاسوس بریتانیا را در کتاب خاطراتش نقل کنیم که گفت: اندیشه های محمدبن عبدالوهاب می تواند راهی برای ایجاد اختلاف میان مسلمانان باشد. از نظر اندیشمندان اسلامی مانند شهید مطهری، وهابی گری اندیشه ای ضد توحید و انسان است. بسیاری از حکما و محدثان اسلامی دیگر، اندیشه های این فرقه گمراه را نقد و بررسی کرده اند و آن را کاملا مغایر با توحید اسلام می دانند. اندیشه ای بدعت گرا که با تکفیر مسلمانان جرم و جنایت را رواج می دهند.

 برای معرفی این اندیشه فتنه انگیز و فتنه ساز لازم نیست که عقائد اصولی و بنیان های فکری آن را بشناسانیم، بلکه بهتر است آثار و نتایج برآمده از این اصول و بنیان ها را نشان بدهیم؛ آثار و نتایجی که آن ها را امروز در مناطق مختلف جهان اسلام می بینیم که چگونه منشا تفرقه و اختلاف میان برادران مسلمان شده و بر جرم و جنایت دامن می زنند؛ کشتن علما منصف اسلامی اعم از شیعه و سنی و فجایعی مانند سربریدن فرزند خردسال مقابل دیدگان پدر و مادر در سوریه توسط تروریست های ضد سوری،سربریدن مردم در خیابان در مقابل انظار مردم و یا کشتار دستجمعی و زنده بگور کردن سربازان سوری، همه برخاسته از اندیشه ای منحرف و خارج از روح و حقیقت اسلام ناب محمدی(ص) است، تا جایی که به غلط و از روی انحراف در اندیشه،مجاهد فی سبیل اللهی می سازد که جنگ با خدا می کند و ندانسته تکبیر می گوید. امروزه این اندیشه انحرافی که از نظر شیعه و سنی مردود است، فتنه اش را در سوریه و عراق و لبنان گسترانیده و موجب شده است تا در سوریه و عراق و لبنان دست به اعمال تروریستی بزنند. وهابیت اینک  و در گوشه و کنار این کشورها حضور دارد حضوری جنایت بار  و  سالهاست که با فتنه اش، تروریست پروری را  در سراسر کشور های اسلامی توسعه داده است ، که اوج این فتنه در میدان نبرد سوریه نمایان است.وهابیت  تروریست  با شکل های متفاوتش و با نوع رفتارش به بهانه مخالفت با دولت سوریه(بخوانید مخالفت با شیعه و اهل سنت) و حرکت های تروریستی در لبنان، بنیان های فکری تروریست ها را بیش از پیش آشکار می کند. در چنین شرایطی حضور پررنگ فرهنگی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران در لبنان نسبت به سایر کشورها سبب شده است که دشمنان اسلام ناب محمدی(ص) و گمراهان بازمانده از عهد جاهلی، راهی جز حمله تروریستی نداشته باشند. بنابراین حمله تروریستی  به سفارت کشورمان در لبنان و شهادت رایزن فرهنگی سفارت ایران در لبنان، مسیر  به حق  مقاومت اسلامی را روشن تر می سازد و رسوایی اندیشه انحرافی را برملا می کند، اندیشه ای که خسارت های فکری،فرهنگی،سیاسی و اقتصادی به جامانده از آن به آسانی قابل جبران نبوده و همواره نیز تبعات ناگواری را به همراه می آورد.

 

 

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1392ساعت 18:24 توسط محمد صادق امینی| |

از منجیل تا لاهیجان

 

منجیل

گریه ی باد

چهره شکسته زیتون

کوه های خشم

تونلی از وحشت

سدی از استخوان های له شده

جاری سپید رودی نالان

تا شیطان کوه خندان........

                                  محمد صادق امینی 8/8/92

 

نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1392ساعت 15:56 توسط محمد صادق امینی| |

شهید حجت الاسلام و المسلمين انصاری، نمادی برای مقاوت

فرزند شهید انصاری در روز تشییع جنازه پدر در نمازخانه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در جمع همکاران گفت: نام پدرم را گرامی بدارید. پدرم مثل شما بود و تعبیر دیگری به کار برد به این مضمون که جدیت او در کار،  گاهی او را از سایر همکاران متمایز می کرد.من که در این مراسم حاضر بودم و پای سخن فرزند شهید نشسته بودم باید اذعان کنم که مصداق عینی این بیان را در رفتار شهید انصاری به عینه دیده بودم. این شهید والامقام در دوره ای که مدیر کل آفریقا عربی بود و اینجانب مدتی را کارشناس فرهنگی کشور تانزانیا بودم  و از نزدیک با ایشان همکاری داشتم و حضورش را درک می کردم  نمونه بارز یک مدیر جدی و وقت شناس را در عمل او دیدم و این خصوصیت او بیش از هر چیز توجه دوستان و همکاران را به خود جلب می کرد.در سال 1390 به هنگام سفر وزیر فرهنگ تانزانیا به کشورمان وقتی به اتفاق دیگر همکاران به فرودگاه امام خمینی به استقبال میهمان رفتیم او زودتر از همه به محل استقبال رسیده بود و ما که پیگیر جزئیات امور بودیم و باید زودتر از همه انجام وظیفه می کردیم شرمنده عمل ایشان شدیم. او در همه امور اینچنین بود. پرکاری و پیگیری مستمر تا حصول نتیجه در کار از ویژگی های ممتاز شهید بود برای همین همیشه او را ناآرام می دیدی. این ناآرامی در کنار متانت جلوه خاصی را به شخصیت او می بخشید و اورا ماندگار کرد..

در کنار این خصوصیت او در برخورد با همکارانی که زیر نظر شان کار می کردند، اصل احترام را به تمامه رعایت می کرد و این احترام هیچ گاه تحت تاثیر شرایط کار خصوصا در وضعیت بحرانی و مشکل فراموش نمی شد. چنانچه اختلاف نظری میان همکاران روی می داد او به آسانی جانب کسی را نمی گرفت تا مبادا در تشخیص مسئله دچار خطا شود و در هر شرایطی سعی می کرد که اصل احترام را در حق همکاران به جا آورد. در همان روز تشییع جنازه شهید یکی از کارشناسان زبده سازمان اذعان می کرد که در یکی از نشست های علمی وقتی نسبت به نقطه نظرات او موضع تندی گرفتم ذره ای در نظر و نگاهش به من تغییری پیش نیامد و حتی وقتی بعدها او را می دیدم هرگز زبان گله باز نکرد که نشان از صبر و تحمل زیاد او در کار داشت. لذا باید او را نه فقط ذاتا یک مدیر دانست بلکه مدیریت با شرایط و لوازمش هم او را می طلبید.

 لذا شهید انصاری با برخورداری از جمیع شرایط یک مدیر بود. هم درسش را خوانده بود و هم مرد عمل بود. بسیاری از ما در قبال انجام یک کار  کوچک اداری هیاهو بپا می کنیم، اما شهید انصاری چنین نبود او بی ادعا بود و فقط کار می کرد و به سر و صداهای تبلیغاتی توجهی نداشت. این بی اعتنایی از تعریف و تمجید از وی و بی ادعایی اش ، بیش از همه از او آدمی ساخته بود که بعدا با مقام شهادتش به شهرتی عظیم برسد و با شهادت او در این مقطع حساس تاریخی، نمادی باشد برای مقاوت و ایستادگی ایران اسلامی در برابر فتنه وهابیت و صهیونیسم جهانی.

                                  روحش شاد و  راهش پر رهرو باد

                                                          محمد صادق امینی

                                                                                                             

                                                                                                          

نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1392ساعت 16:11 توسط محمد صادق امینی| |

فاجعه بیروت

به نام خدا

19 نوامبر 2013، مصادف با 28 آبان 1392 شمسی، سفارت جمهوری اسلامی ایران در بیروت مورد حمله ی تروریستی قرار گرفت. اندکی پس از وقوع حادثه القاعده رسما مسئولیت این حمله را برعهده گرفت؛ چیزی شبیه به حمله ی تروریستی چند ماه قبل در نایروبی. این که چرا سفارت ایران در لبنان هدف قرار گرفت نیز سوالی است که به اذهان خطور می کند. باید به یاد داشت که دستگاه های سیاسی ایران در خارج از کشور از دید عموم جامعه ی خارج از ایران به امن بودن مشهور بوده اند.

پس از فشارهای جامعه ی بین المللی خصوصا کشورهای غربی بر روی ایران از طریق سیر گسترده ی تحریم های اقتصادی وسیاسی و قرار دادن ایران در موقعیت انزوا که البته عوامل داخلی هم در آن بی تقصیر نبود، انتخاب دکتر حسن روحانی به عنوان رییس جمهور، نقطه ی شروع تغییر در سیاست خارجی ایران، با انتخاب  دکتر جواد ظریف به عنوان وزیر امور خارجه بود. دولت آقای روحانی به نمایندگی از ملت ایران و همت بی وقفه ی دکتر جواد ظریف، به غرب رویی متفاوت نشان داد و از طریق دیپلماسی سازنده، گام در مسیر حل مسائل بین ایران و جهان برداشت؛ راهبردی کاملا متفاوت از قبل که نگاه اغلب جهان را به ایران متوجه کرد. اما از ابتدا نیز پیش بینی عواقب تدابیر جدید ایران چندان دشوار نبود. حضور ایران درجریانات سیاسی اخیر سوریه و همچنین مشارکت با حزب الله لبنان بیانگر موضع مشخص ایران در اتفاقات اخیر خاورمیانه بوده و ایفای نقش جدی ایران در منطقه را به وضوح نشان می دهد.

موضوع قابل تاملی که ما را به درک بهتر اساس این واقعه ی دردناک نزدیک تر می کند نگاهی به نظام سیاسی و اجتماعی لبنان است. جمعیت جمهوری لبنان متشکل است از اقلیت های متفاوت دینی که هر کدام تا حد زیادی به فعالیت در صحنه های مختلف مشغول هستند. دولت لبنان طبق قوانین این کشور باید رییس جمهوری مسیحی، نخست وزیری مسلمان سنی و رئیس مجلسی مسلمان شیعه داشته باشد. این بیانگر آن است که جنبه های مختلف قدرت به گونه ای در بین گروه های مختلف دینی تقسیم شده است. این نظام در نهایت مقدمات تشکیل حزب الله برای حمایت از شیعیان منطقه و از طرفی نفوذ سیاسی بیشتر در منطقه با در نظر گرفتن موقیت جغرافیایی لبنان را برای ایران فراهم کرد تا جبهه ای باشد برای مواجهه با حرکات غیر قابل پیش بینی و زیان آور رژیم اسرائیل که همگی کم و بیش شاهد اتفاقات غیر ضروری و درگیری های بین حزب الله و رژیم اسرائیل بوده ایم.

سیاست جدید ایران برای کاهش فشارها و گفتگو با قدرت های جهان برای اسرائیل و حامیان این کشور از جمله فرانسه چندان خوشایند نبوده و ایجاد موانع مختلف برای تحقق این امر در صدر برنامه های این دولت ها قرار داشته است. قراردادهای سنگین نظامی بین اسرائیل و فرانسه شاید یکی از مهمترین دلایل استفاده ی ابزاری از فرانسه توسط اسرائیل در این زمینه باشد.

نوعی از این موانع سیاسی که بنیانی روانشناسانه و قدمتی طولانی نیز دارد حمله ی تروریستی است که معمولا با هدف هشدار برای عقب نشینی و یا تغییر سیاست طرف مقابل انجام می گیرد. حضور ایران در عرصه ی سیاسی منطقه و لبنان به مراتب پررنگ تر از سایر کشورها بوده که خود دلیلی برای انتخاب لبنان به عنوان هدف توسط مخالفین است. نشانه گرفتن نقطه ی قوت ایران سزاوار بررسی بیشتر است. از دیگر عواقب چنین وقایعی هموار نشان دادن راه صدمه زدن به دستگاه های سیاسی ایران است که در بلند مدت خطری جدی به حساب خواهد آمد.

شیخ ابراهیم انصاری رایزن فرهنگی کشورمان در لبنان که توفیق دیدار ایشان را در نایروبی داشتم یکی از بیست و چند شهید این حادثه بود که اندوه را برای ما دوچندان کرده است. بی شک ادامه ی مسیر دیپلماسی، ایجاد ارتباط نرم و توسعه ی اقتصادی راه حل ما برای جبران این خسارات است که امیدواریم با تداوم تلاش ها و حرکت بر پایه ی اصول منطقی در سیاست خارجی این امر به واقعیت تبدیل شود.


معین امینی

24 نوامبر 2013/ 3 آذر 1392

نایروبی

نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1392ساعت 22:40 توسط محمد صادق امینی| |

تبریک و تسلیت به مناسبت شهادت دوست و همکارمان شیخ ابراهیم انصاری در سنگر فرهنگی لبنان

خون شهید انصاری، تاوان ایستادگی در مقابل فتنه وهابیت و صهیونیسم جهانی

نوشته شده در جمعه یکم آذر 1392ساعت 18:19 توسط محمد صادق امینی| |

                این روزها! 

 

این روزها

بازار دلم

           پرهیاهوست.........

 

آه از مشتریانی

      که با نقاب می آیند!

                   محمد صادق امینی 26/8/92

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392ساعت 12:1 توسط محمد صادق امینی| |

طوفان کربلا               به یاد امام حسین(ع)

                                                            که زمین و زمان برای او خون گریه می کنند

دلم برای گریه تنگ می شود

            بی گریه ای از یادت

ای سربریده فریاد

        در طوفان کربلا!


وقتی گریه را به من می بخشی

آسمان دلم

          روشن

              و

            بارانی 

                  می شود.

                               شب عاشورای حسینی- 92



نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1392ساعت 10:10 توسط محمد صادق امینی| |

هوای وطن

 

سلامتان می کنم

              از دور

نجیب زادگان وطن اجدادی ام!

فرسنگ ها دورم از شما........

 

دلتان را به من بدهید

تا سوغاتی برایتان بیاورم

                    از جنس غزل.

                        محمد صادق امینی 21/8/92

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1392ساعت 8:23 توسط محمد صادق امینی| |

 ساده

 

ساده

     در گذر سخت

طاقت طاق

         در تاب طعن زمان؛

چونان کودکی

       که از بی مهری دوست

                  گریه هایش را

                         به خانه می برد.

                                              محمد صادق امینی 4/8/1392                          


 

نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 17:35 توسط محمد صادق امینی| |

به نام خدا


در نظام هایی که از اقتصاد آزاد برای پیشرفت سریعتر و ارتقای استانداردهای زندگی استفاده می شود، زنان بعد از سپری کردن دوره ای فعل و انفعالات و تلاش های مدام، موفق به تثبیت جایگاه خود و مشارکت در پیشبرد جریان اقتصادی و بازار و همچنین عرصه ی سیاسی شدند.

تحرکات اجتماعی از جانب زنان در دوره ی مدرن، مدیون شخصیت هایی از جمله مارکس و انگلس است. در واقع فمینیسم (دفاع از حقوق زنان) با  تلاش های این افراد و اعضای خانواده ی آن ها به یک مکتب فکری تبدیل و زمینه ساز تغییرات عمده ی اجتماعی و رفاه زنان شد؛ همانطور که فرزند دختر مارکس، الینور، یکی از فعالان در زمینه ی برابری زن و مرد در شرق لندن، پایتخت انگلستان بود.

مقایسه ی نظام فئودالی (ارباب و رعیتی) با فمینیسم (دفاع از حقوق زنان) نیز قابل توجه است. یکی از مهمترین مسائلی که باعث خودشناسی زنان شد این بود که خود را به مانند رعیت ها در جامعه ی فئودالی دیده و این را ناعادلانه دانستند. در واقع طبقات اجتماعی و جنسیت در این مقایسه در یک ردیف قرار گرفتند، به گونه ای که مردان ارباب و زنان رعیت به حساب می آیند. با گذشت زمان و رشد فکری بیشتر زنان، این شیوه کمرنگ تر شده و زنان به لحاظ اجتماعی، اقتصادی و سیاسی با دریچه های بیشتری برای پیشرفت روبه رو شدند.

در ایران نیز جنبش زنان در دوره ی مشروطه به طور مخفیانه شکل گرفت که بعد از تشکیل مجلس و جنگ جهانی دوم، سازمان هایی به منظور دفاع از حقوق زنان تاسیس شد. در دوره ی بعد ازانقلاب اسلامی و با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1391، رشته ی "مطالعات خانواده و حقوق زن در اسلام" در دانشگاه های ایران به عنوان رشته معرفی شد.

آماده سازی زنان از طریق تحصیل و کسب علم برای مشارکت پا به پا و عادلانه در عرصه های متفاوت از سیاست های بعد از انقلاب است. با این وجود، هنوز پسماندهای مردسالاری و تأکید بر انزوای زنان در جامعه ی ایران به چشم می آید. متأسفانه دستگاه قضا، قانون گذاری و اجرایی در این زمینه با یکدیگر همکاری لازم را نداشته اند و این فضا را برای بهره برداری منفی از زن و نگاه صرفاً مادی و جنسی توسط عده ای هرچه بیشتر مهیا می سازد که امری بس ناخوشایند است.

معین امینی- نایروبی

13 آبان 1392 – 4نوامبر 2013

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1392ساعت 22:58 توسط محمد صادق امینی| |

.........

به شعر من آمدی

       با اسب سرکش خویش

سوار وحشی!

 

اینک

   گریز پا شده ای

 

من

با این پای پیاده............

تو

  خسته تری انگار.

                  محمد صادق امینی 11/8/1392

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1392ساعت 13:49 توسط محمد صادق امینی| |

نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1392ساعت 8:37 توسط محمد صادق امینی| |

دفاع از شعر

افتخار/هزاران افتخار/ که هرگز/دست دوستی/ به کرکسان نداده ام/ دوستی با چکاوکان/ مرا بس

از این شعر دفاع می می کنم،به احترام احساس،به احترام حقیقت؛ همان که اگر خلاف آن بیاید احساس را خاموش می کند و حقیقت را قربانی. از این شعر دفاع می کنم  به خاطر خودم در آن لحظه ای که مرا رنجاندند بی هیچ سببی و این شعر متولد شد. دفاع می کنم  از ناموس که تنها منطق زندگی است، ناموس که همه حقیقت و هستی با  آن معنی و مفهوم پیدا می کند؛ مگر غیر از این انسان چیزی جز گوشت و پوست و استخوان هست؟. ناموس یعنی من،دین من،شخصیت من،قوم و قبیله من و هر آنچه که هستم و دارم. ناموس یعنی اگر خواستند با الفاظ و کلماتی رکیک خرابت کنند باید از خود دفاع کنی و اگر تیر ناجوانمردانه ای به سویت پرتاب کردند باید از خود دفاع کنی.

 و تو ای ناموس پرست! اگر خواستند بی آبرویت کنند تیرت را پرتاب کن! و چشم دشمن را کور کن!.

آری این شعر تیری بود بر سینه کسانی که احساسی را بر انگیختند و چنین شد که نوشتم: افتخار/هزاران افتخار/ که هرگز/دست دوستی/ به کرکسان نداده ام/ دوستی با چکاوکان/ مرا بس

من به این شعر مغرورم چرا که از بزرگترین شاعران ایران آن را ستود و  بخشی از حرف های دلش را در آن دید. او با خواندن شعر مرا تشویق به نوشتن کرد و گفت انگیزه ات مبارک است اما وقتی عکس العمل نابجای تعدادی از آشنایان انسان نما را به او  گفتم او گفت: بگذار ضمیر مرجع خود را پیدا کند این بخشی از جریان تاریخی است که انسان نما ها خود را در آن نشان می دهند، تو نه تنها گناهی نکرده ای بلکه بر واقعیتی تاریخی تاکید کرده ای؛ او مرا دلداری داد که غمگین نباشم که چرا عده ای به ظاهر هم ولایتی، خود را مرجع این ضمیر دانسته اند؛ آن ها همولایتی تو نیستند و گرنه دلت را نمی رنجاندند و بر اسب اوهام و شهوت دنیا سوار نمی شدند که سرانجام دلت را بیازارند و این قصه در تاریخ بی سابقه که نیست که تو برای دشمنت عزا گرفته ای! آیا مگر آن ها کرکس اند.......و مگر ضمیر مرجع خود را پیدا کرده است؟!

اما من با این دل ساده و غمین چه باید بکنم، شما بزرگترین آدم های روزگار را هم بیاورید نمی تواند اثر این عکس العمل را در روان من پاک کند. به خدا آنقدر برای من سنگین است که عده ای مرا که جز با احساس و عاطفه ندیده اند و جز با احساسی ها همنشین نبوده ام در اینصورت آنها مرا اینقدر بی رحم و بی انصاف ببینند؟! من طاقت این را ندارم که یک زنی، شوهر مرده ی خویش را مرجع این تشبیه و یا استعاره یک شعر ساده  قرار بدهد و یا فرزندی پدر تازه مرده اش را .....

ما نمی نویسیم که نام کسی به میان بیاید ما می  نویسیم که نام کسی را نبریم اما شما چرا نام خودتان را می آورید؟! و می گویید که کرکس ماییم! و چرا اصرار دارید که بگویید مراد و قصد نویسنده شعر فلانی ست! وانگهی مرا با کسی که  در دوره ای انس و الفتی بوده باشد و معاشرتی و نسبتی، از دید من  نمی تواند کرکس باشد؛ چنان که اصحاب جهل خلاف آن را  پنداشته اند!

لعنت! لعنت بر دست نادانی که آن روز نوشت: این اراذل و اوباش......

من فقط خواستم با  این شعر  هجمه جماعتی بی ادب را دفع کنم و بعد دیدید که در مقابل تکرار  بی ادبی هایشان در وبلاگی دیگر شوریدم  که  مرجع همه همولایتی هایی شد که بی ادبی عده ای به عده دیگر  را عامل و سرچشمه همه نزاع ها می دانند و خود زخم بی ادبی های مردمان بی ادب روزگار  را تجربه کرده اند.    الله اعلم

                                                    محمد صادق امینی

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 15:38 توسط محمد صادق امینی| |

خیال یک لحظه

 

این لحظه خیالی ست مرا

خیالی!

که می بینم تو را

ریسمان بر گردن و

                          آشفته خاطر،

و می بینم

   خراب سادگی هایت را

                       در لانه خوکان؛

 

 

گنجشک دیروز خانه ما !

                                   محمد صادق امینی-28/7/92

    

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 9:59 توسط محمد صادق امینی| |

پتک

 

این پتک سنگین

          بر آیینه ی کدامین  جان

                       کوبیده می شود

و این همه تماشاگری

         بر گرد  کدامین شکسته ای؟!؛

                     

گله دارم

     از روزگار،

     روزگاری

         که کولیانش در بی خبری داروغه

                طبیب شان  را با دست قهقهه می کشند،

    گله دارم

        از بی همنفسی انسانیت

                    در مرگ انسان

         و بی حاصلگی این همه گله،       

گله دارم

   از تاراج سادگی

   سراب بندگی

   و این همه پاکی

و شعری که به گودال می رود.

                                 محمد صادق امینی- 16/7/1392                                   

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1392ساعت 10:45 توسط محمد صادق امینی| |

ریسمان زندگی

 

این ریسمان زندگی

              از نخ روح تو نبود؛

 

تو  و این همه پیچش

                  و پاره پارگی روح

 و ما،

   تنها دست خالی خیال

                               و هیچ.

                                                           محمد صادق امینی- 13/7/1392

نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1392ساعت 13:10 توسط محمد صادق امینی| |

محصور

 

اینجا

در باغ خزان زده ما

پژمرده لاله ای

           و این همه سرپوشی

             از

            علف های هرز سمج؟!

                                                محمد صادق امینی6/7/1392

نوشته شده در شنبه ششم مهر 1392ساعت 14:54 توسط محمد صادق امینی| |

ایلاتی ده ما                                                 به جنگ شعر رفتن

                                                                                    و یکبار دیگر تجربه ی شکست را

                                                                                                                آزمودن--بیژن جلالی   

ایلاتی ده ما 

     به جنگ شعر من آمده،

نمی داند آیا

     تاوان خطر کردن 

         در پیچ احساس را؟!

                                  محمد صادق امینی-29-6-1392

                                                                       

نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1392ساعت 20:13 توسط محمد صادق امینی| |

    .............                        بر ای دلم

عروس نبود

عروسک بود

         که شکست

            در بازی زندگی؛

چه کسی گیس غصه هایش را می بافد؟!

و پیراهن روزگارش را

                          می دوزد؟!

                                                محمد صادق امینی- 18/6/1392

نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 17:14 توسط محمد صادق امینی| |

آری!

در روزگار قحطی شعر

           من شهریار پینوندم

تراش حیدربابای من است

 فصل گندم*

       داستان من.

      فصل گندم، نام شعری ست در وبلاگ باغ پدری. 

                                 محمد صادق امینی-7/6/1392

نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1392ساعت 20:48 توسط محمد صادق امینی| |

............

سیاه می شود شعر سپید من

               در نکوهش کلاغان

وقتی که در مزرعه روح من غار غار می کنند؛

سوگوارانه، های های می کنم

   و می گریزانمشان.

                       محمد صادق امینی-6/6/1362

 

نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1392ساعت 10:13 توسط محمد صادق امینی| |

Design By : Night Melody